| فرهنگ کوثر - شماره 74 - تابستان 1387 - آرشيو مجله فرهنگ كوثر |

امام زمان(عج) در دعای «اللهم ارزقنا توفیق الطاعة» [1]برای قشرهای مختلف، دعاهایی فرموده که در واقع انتظارات و توقعات آن حضرت را نشان میدهد. این دعا را میتوان به دو قسمت تقسیم کرد: در بخش نخست، برای همگان و عموم مردم درخواستهایی از خداوند کرده و در قسمت دوم برای هر یک از قشرهای جامعه به طور جداگانه دعا شده است.
در قسمت دوم، آن حضرت در واقع توقع و نگرانی خود را از هر قشر نیز بیان فرموده است. مقصود ما در این مقاله، همین قسمت است که اینک به خواست خداوند به بخشی از آنها اشاره میکنیم:
«و تفضل علی علمائنا بالزهد و النصیحة؛ پروردگارا! به علمای ما، زهد و خیرخواهی برای جامعه عنایت فرما».
امام در این قسمت از ثروت اندوزی و ترک نصیحت دانشمندان، اعلام نگرانی میکند.
در روایات به این دو محور اشاراتی شده و این دو ویژگی را ملاک برای عالمان بیان کردهاند. از امام صادق(ع) نقل است: اگر دیدید عالم علاقهمند به دنیاست، او را متهم سازید؛ زیرا هر عاشقی به گِرد معشوق خود میچرخد. خداوند به داود(ع) وحی کرد: «بین من و خودت عالمی را که فریفتۀ دنیا شده واسطه قرار مده که تو را از محبت من باز میدارد. اینان، راهزنان بندگان من هستند. کمترین عقوبت من برای آنها، این است که حلاوت و شیرینی عبادتم را از آنها میگیرم».[2]
در مورد آشکار کردن علم و بیان احکام الهی و خیرخواهی برای جامعه نیز امامان بزرگوار چنین فرمودهاند:
«إذا ظهرت البدع فعلی العالم أن یظهر علمه فإن لم یفعل سُلب نور الإیمان؛[3] هر گاه بدعتها آشکار گردد، عالِم باید علم خود را اظهار کند، و گرنه نور ایمان از او گرفته خواهد شد».
این نکته را اضافه میکنیم که قرآن وقتی ویژگی علمای اهل کتاب را بر میشمرد، به همین دنیاطلبی و کتمان کردن حقایق به وسیله آنان اشاره میفرماید.
«و علی المتعلمین بالجهد و الرغبة؛ پروردگارا! به دانشجویان توفیق تلاش و تمایل به تحصیل علم عنایت فرما».
دعا و توقع امام زمان(عج) از همه دانش پژوهان آن است که در طلب علم، رغبت و تمایل نشان دهند و از هر گونه تنبلی و کسالت دوری کنند. امام صادق(ع) آن گاه که جنود (لشکر) عقل و جهل را بر میشمرد، نشاط و شادابی را لشکر عقل و کسالت را لشکر جهل برمیشمرد،[4] و به همین جهت در دعایی از کسالت و ناتوانی به خدا پناه میبرد: «اللهم إنی أعوذبک من الکسل والهرم».[5]
در کتابهای روایی هم باب مستقلی با عنوان «باب کراهة الکسل» ذکر شده و روایاتی در مذمت کسالت و تنبلی آوردهاند.
امام کاظم(ع) میفرماید: پدرم خطاب به بعضی از فرزندانش چنین فرمود: «إیاک و الکسل و الضجر فانهما یمنعانک من حظک من الدنیا و الآخرة؛[6] از بیحوصلگی و کسالت به دورباش که این دو، مانع بهرهمندی از دنیا و آخرت خواهند بود».
امام علی(ع) میفرماید: «آن گاه که اشیاء با یکدیگر جفت شدند، «کسالت» و «عجز» نیز با یکدیگر ازدواج کردند و فرزندی به نام «فقر» به دنیا آمد.[7]
در وصایای پیامبر(ص) به علی(ع) آمده است:
«یا علی! از دو خصلت بپرهیز: کسالت و بیحوصلگی! چرا که در این صورت، قدرت بر ادای حق نخواهی داشت و راحتی را از دست خواهی داد».[8]
امام صادق(ع) هم فرمود: «إیّاک و الضجر و الکسل إنهما مفتاح سوء. انه من کسل لم یؤد حقاً و من ضجر لم یصبر علی حق؛[9] از بیحوصلگی و کسالت به دور باش که این دو، کلید هر بدی است؛ چرا که کسالت مانع از اقدام به کارها، و بیحوصلگی از بین برنده استقامت خواهد بود».
امیرالمؤمنان(ع) فرمود: «آفة النُجْح الکسل؛[10] آفت پیروزی و موفقیت، کسالت است». ونیز همان حضرت یکی از ویژگیهای متقین را، حریص بودن بر علم میداند (و حرصاً فی علم).[11]
«و علی الشباب بالإنابة و التوبة؛ پروردگارا! به جوانان ما توفیق بازگشت (به فرمانت) و توبه، عنایت فرما».
در روایات توجه خاصی به جوانان شده؛ چه اینکه جوان مورد عنایت خداوند است. امام صادق(ع) خطاب به برخی از یارانش فرمود: «أما علمت أن الله تعالی یکرم الشباب منکم؛[12] آیا نمیدانید که خداوند جوانان شما را گرامی میدارد؟!»
جوانی، زمان شکلگیری شخصیت است و بدین سبب امامان معصوم تأکید بر انس جوانان با قرآن دارند. امام صادق(ع) میفرماید: «جوان مؤمنی که قرآن میخواند، قرآن با گوشت و خون او آمیخته میشود و خداوند او را با ابرار قرار میدهد»[13]. روشن است که چنین جوانی، در روز قیامت، در برابر مشکلات آن روز ایمن خواهد بود. از سوی دیگر، جوانی، زمان اوج قدرت است و از این احساس، در بعضی روایات تعبیر به مستی[14] و در بعضی دیگر تعبیر به جنون[15] شده است. بدین علت، باید جوان را در مسیر عبادت و بندگی خداوند قرار داد. یکی از اقدامات لازم در این جهت، مسئله ازدواج است. پیامبر(ص) خطاب به جوانها چنین فرمود: «یا معشر الشباب من استطاع منکم الباه فلیتزوّج فانه اغضّ للبصر و احصن للفرج؛[16] ای جوانها! هر کس از شما که میتواند، ازدواج کند؛ چرا که ازدواج برای چشمها پوشانندهتر و برای دامن، حفظ کنندهتر است (و چشم را از نگاه به نامحرمان و دامن را از آلودگی باز میدارد)».
در این زمینه قرآن داستان پاکی و صدق حضرت یوسف(ع) را ذکر میکند که چگونه در اوج جوانی، خود را از گناه وارهاند.
دربارۀ طبیعت پاک جوانان همین بس که امام صادق(ع) میفرماید: «علیک بالاحداث فإنهم أسرع إلی کل خیر؛[17] جوانها را دریابید؛ چرا که سرعت آنان به طرف خوبی و خیر از دیگران بیشتر است».
«و علی النساء بالحیاء و العفّة؛ پروردگارا! به زنها حیا و عفت عنایت فرما».
نقش بیبدیل بانوان آنگاه آشکار میگردد که تاریخ را ورق زنیم و نقش فاطمۀ زهرا(س) و حضرت زینب(س) را به دقت نگریسته، سپس پیروان هر یک از این بزرگواران همچون همسر زهیر بن قین در کربلا و دیگران را مورد توجه قرار دهیم. اما آنچه بر قدر و منزلت زنان میافزاید، حیا و عفت آنان است. در روایتی امام صادق(ع) سر چشمۀ مکارم و بزرگواریها را «حیا» معرفی میکند و میفرماید: «المکارم عشر... و رأسهنّ الحیاء».[18]
شاید به ندرت بتوان روایتی را پیدا کرد که در مقام شمارش ارزشهای اخلاقی، نامی از حیا به میان نیاورده باشد، بلکه همیشه امامان(ع) و رهبران دینی بر حیا تأکید کردهاند؛ چرا که با پیدایش حیا، بسیاری از ارزشهای اخلاقی زنده میگردند و در مقابل، بیشرمی و بیحیایی به ویژه در زنها میتواند بسیاری از ناهنجاریها را در پی داشته باشد.
در روایتی دیگر، امام صادق(ع) به نقل از رسول الله(ص) میفرماید: «خیر نسائکم العفیفة الغلمة؛[19] بهترین زنان شما، زنان با عفت و شوهر دوست هستند».
در حدیثی از امام باقر(ع) چنین میخوانیم: «خداوند با حیاست و اهل حیا را دوست میدارد»[20] و در مورد دیگر، آمده است: «الحیاء خیر کله؛[21] حیا همهاش خوبی است».
آنگاه که بانوان جامۀ حیا و عفت را به در آوردند، تبدیل به دامهای شیطان میگردند: «النساء حبالة الشیطان».[22]
«و علی الأغنیاء بالتواضع والسعة؛ پروردگارا! به ثروتمندان تواضع و توفیق احسان به دیگران عنایت فرما».
پیامد ثروت، تکبر و بخل است و اغنیا باید متوجه باشند که به خاطر فقرا، از نعمتهای خداوند بهرهمند شدهاند؛ چنان که امام موسی بن جعفر(ع) میفرماید: «خداوند میفرماید: من ثروتمندان را به خاطر احترامشان ثروتمند قرار ندادم و فقرا را به علت اهانت به آنها فقیر نگرداندم، بلکه این (فقر و ثروت) آزمایشی برای فقرا و ثروتمندان است و اگر فقرا نبودند، اغنیا مستحق بهشت نمیشدند».[23]
امام صادق(ع) نیز فرموده است: «ثروتمندانِ شیعیان ما، امین بر محتاجان هستند. پس ما را در مورد ایشان مراعات کنید. خداوند، شما را حفظ کند».[24]
ثروتمند بیدرد، مردۀ متحرک است و بیجهت نیست که در حدیث وارد شده: نشستن با اغنیا، دل را میمیراند.[25]
اسلام برای ریشه کنی فقر، احکامی را هم برای اموال و ثروتها وضع کرده است؛ از جمله زکات را واجب کرده که حداقل وظیفه مسلمانان است و اگر این منبع برای رفع نیاز آنان کفایت نکند، خداوند منابع دیگری را قرار داده؛ مانند دادن صدقه به فقرا. این، همان است که خداوند میفرماید )والذین فی اموالهم حق معلوم(.[26] پس حق معلوم، غیر از زکات است که بر هر کسی بر حسب تواناییاش واجب و لازم است.[27] امام رضا(ع) از امام صادق(ع) نقل میفرماید: «ولو خرج الناس زکوة أموالهم ما احتاج أحد؛[28] اگر زکات را که حداقل واجب است، همه پرداخت کنند، فقیری باقی نخواهد ماند». نیز امام صادق(ع) میفرماید: «خداوند فقرا را شریک اموال اغنیا قرار داده. پس ثروتمندان حق ندارند اموالشان را برای غیر شرکای خود صرف کنند».[29]
«و علی الفقراء بالصبر و القناعة؛ پروردگارا! به فقرا صبر و قناعت عطا فرما».
امام صادق(ع) فرمود: «خداوند به پیامبران خود ده ویژگی عنایت کرد. پس در خود بنگرید، اگر آن ویژگیها در شماهست، خدا را حمد کنید و اگر در شما نیست، آن را از خداوند بخواهید و از جمله آن ده خصلت، صبر و قناعت است».[30]
نیز امام صادق(ع) میفرماید: «پیروزی را طلب کردم و آن را در صبر یافتم، و بینیازی را خواستم و آن را در قناعت یافتم».[31]
انسان در مسیر زندگی، نیاز به مرکبی خستگیناپذیر و سلاحی برنده دارد که از نگاه امام علی(ع) «صبر، مرکبی است همیشه کارآمد و قناعت، شمشیری است برّان».[32]
در پارهای از روایات هم آمده است که: قناعت گنج بیپایان است. لازمه صبر و قناعت دو چیز است: اول دست نیازیدن به مال حرام، و دوم چشم ندوختن به مال دیگران.
«و علی الأمراء بالعدل و الشفقة؛ پروردگارا! به والیان، عدالت محوری و مهرورزی عنایت فرما».
امیرمؤمنان(ع) فرمود: «خداوند شش گروه را به شش علت عذاب میکند و از جمله حاکمان را به سبب ظلم معذّب میسازد».[33]
در روایت دیگر چنین میخوانیم: «إنّ شرّ البقاع دور الأمراء الذین لایقضون بالحق؛[34] بدترین مکانها، خانههای حاکمانی است که به حق قضاوت نمیکنند».
اگر حاکمان عادل باشند، اطاعت مردم از آنان سبب عزت آنها خواهد گردید، و گرنه جز ذلت چیزی نصیب مردم نمیشود. امام سجاد(ع) فرمودند: «وطاعة ولاة العدل تمام العزّ؛[35] تمام عزت در اطاعت از والیان عادل است».
این سخن امام صادق(ع) نیز جالب است که در توصیف عدل میفرماید: «عدالت از آبی که نصیب شخصی تشنه شود، گواراتر است. چقدر عدالت بزرگ است؛ هر چند کم باشد!»[36] و در حدیث دیگر میفرماید: «عدل از عسل شیرینتر، از روغن نرمتر، و از مشک خوشبوتر است».[37]
در زمینه ثمرات و آثار عدل ـ مخصوصاً آن گاه که عدالت از جانب حکومت باشد ـ حضرت صادق(ع) میفرماید: «ان الناس یستغنون إذا عدل بینهم و تنزل السماء رزقها و تخرج الأرض برکتها بإذن الله تعالی؛[38] مردم هنگامی که عدل در میانشان اجرا شود، بینیاز میگردند، و آسمان روزی (باران) خود را نازل میکند و زمین برکات خود را خارج میسازد، به اذن خداوند متعال».
در پایان از خداوند میخواهیم تا خورشید عدالت از پس پرده برون آید و عدل حقیقی را در تمام ابعاد آن اجرا بفرماید. ما نیز باید ضمن آنکه این دعا را در همه جا ترنّم میکنیم، بکوشیم که به انتظارات حضرت مهدی(ع) پاسخ دهیم و به علاوه، پیام او را هم به همه قشرهای جامعه برسانیم.