| فرهنگ کوثر - شماره 74 - تابستان 1387 - آرشيو مجله فرهنگ كوثر |
معنای
لغوی و اصطلاحیدر لغت «رجعت» مصدر مرّه از ماده «ر ج ع» و به معنای یک بار بازگشت است[1] و در اصطلاح علم کلام، به این معناست که گروهی از مردگان، مقارن با قیام جهانی حضرت مهدی(عج) و پیش از بر پایی رستاخیز، به دنیا باز میگردند و از نظر امامیه، عقیده به بازگشت ائمه معصوم(ع) و مؤمنان محض و کافران محض پس از ظهور حضرت ولی عصر (عج) را رجعت مینامند؛[2] همچنان که در حدیث آمده و از رفاعة بن موسی نقل شده است که امام صادق(ع) فرمود: «اولین کسانی که به دنیا برمیگردند، حسین بن علی(ع) و یارانش و یزید بن معاویه و یارانش هستند، و همه آنها را از اول تا آخر میکشد».[3] سپس امام صادق(ع) این آیه را تلاوت فرمود: )ثُمَّ رَدَدْنَا لَكُمُ الْكَرَّةَ عَلَيْهِمْ وَأَمْدَدْنَاكُم بِأَمْوَالٍ وَبَنِينَ وَجَعَلْنَاكُمْ أَكْثَرَ نَفِيرًا ([4].
رجعت، یکی از عقاید مسلم و تردید ناپذیر شیعه است که بر آیات قرآن کریم و احادیث معصومان(ع) استوار است و از زمان پیامبر اکرم(ع) مورد توجه و تأکید بوده است و با مخالفتهایی مواجه بوده؛ تا آنجا که برخی وقوع آن را غیر ممکن میدانند، اما فرمان رجعت همانند فرمان ظهور از ناحیه مقدس پروردگار متعال صادر میشود.
شیعه با ادله مختلف که برگرفته از قرآن، حدیث، دلیل اجماع و عقل است، رجعت را پذیرفته است و به بیانی، رجعت را «قیامت صغرا» میداند، ولی رجعت را شیعه جزء اصول دین نمیداند و منکر آن را کافر ندانسته است،[5] اما این مسئله به قدری دارای اهمیت است که امام صادق(ع) میفرماید: «کسی که به رجعت ایمان نداشته باشد، از ما نیست».[6]
در قرآن نیز درباره این موضوع آمده است: )وَيَوْمَ نَحْشُرُ مِن كُلِّ أُمَّةٍ فَوْجًا ممَّن يُكَذِّبُ بِآيَاتِنَا فَهُمْ يُوزَعُونَ ([7] ؛ «روزی که از هر امتی، گروهی از کسانی را که آیات ما را تکذیب کردند، محشور میکنیم و آنها بازداشته خواهند شد». مرحوم طبرسی از قول بعضی از اساتید مثل شیخ طوسی میگوید: مراد از این آیه رجعت است؛ چون فرموده که گروهی را محشور میکنیم، و الاّ اگر مراد قیامت بود، باید میگفت: همه را محشور میکنیم؛ چنان که در قیامت همه بدون استثنا محشور میشوند: )وَحَشَرْنَاهُمْ فَلَمْ نُغَادِرْ مِنْهُمْ أَحَدًا([8]؛ «همه را در صف محشر از قبرها برانگیزانیم و یکی فرونگذاریم».
روایات گوناگونی که دلالت بر رجعت دارند، در یک معنا با هم اتحاد دارند و آن، این است که سیر نظام دنیایی به سوی روزی است که در آن آیات الهی به بالاترین و کامل ترین شکل ظهور خواهد کرد و در آن روز، گناهی وجود ندارد و شیطان قدرت اغواگری نخواهد داشت و همه عبادتها خالصانه برای خدا خواهد بود و حق از باطل جدا میشود. در چنین روزی بعضی از اولیای الهی و برخی از دشمنان خدا که از دنیا رفتهاند، رجعت خواهند کرد.
با این توضیح، روشن است که زمان دقیق رجعت را با ذکر سال و ماه و روز آن نمیتوان معلوم کرد،[9] اما به طور کلی، بر اساس آنچه از روایات و کلمات علما به دست میآید، پیش از رستاخیز و در زمان حکومت حضرت مهدی(عج) اتفاق میافتد.
سید مرتضی (ره) در این باره میگوید: «آنچه شیعه به آن اعتقاد دارد، این است که خداوند هنگام ظهور امام زمان (عج) گروهی از شیعیان را که از دنیا رفتهاند، به دنیا بر میگرداند».[10] با این توضیح روشن شد که رجعت مانند معاد نیست که عمومی باشد، بلکه مخصوص کسانی است که با ایمان محض یا کفر خالص از دنیا رفتهاند و یکی از شواهد این ادعا، فرمایش امام صادق(ع) است که فرمود: «رجعت عمومی نیست، بلکه جنبه خصوصی دارد و تنها گروهی بازگشت میکنند که ایمان یا شرک خالص داشتهاند».[11]
از رجعتکنندگان، عدهای هستند که در روایات نامشان آمده است و جزء افراد رجعت کننده شمرده شدهاند که در اینجا اجمالاً اشارهای به آنها میشود. مفضل بن عمر از امام صادق(ع) نقل میکند که فرمود: «با قائم(عج) 27 نفر از پشت شهر کوفه خروج میکنند، پانزده نفر از قوم موسی که هدایت شدند و به حق گرویدند(اشاره به آیه )وَمِن قَوْمِ مُوسَى أُمَّةٌ يَهْدُونَ بِالْحَقِّ وَبِهِ يَعْدِلُونَ([12] (دارد)، هفت نفر از اصحاب کهف، یوشع بن نون، سلمان، ابودجانه انصاری، مقداد و مالک اشتر. اینان یاران حضرت مهدی هستند.[13]
طبری در دلائل الامامة نام سیزده زن را نقل میکند که برای یاری رساندن به امام زمان (عج) و مداوای مجروحان و پرستاری بیماران، زنده میشوند و نام آنها را امام صادق(ع) بیان داشت و فرمود: «قنواء دختر رشید هجری، ام ایمن، حبابه والبیة، سمیه مادر عمار یاسر، زبیده، امّ خالد احمسیه، امّ سعید حنفیه، صیانه ماشطه و امّ خالد جهنیه».[14] همینطور در منتخب البصائر از دو زن به نام «وتیره» و «احبشیه» نام برده شده که از اصحاب و یاران حضرت قائم (عج) شمرده شدهاند.[15] همچنین در مورد نقش زنان از امام صادق(ع) سؤال شده که فرمودند: «زخمیها را مداوا و از بیماران پرستاری میکنند؛ همچنان که همراه رسول خدا(ع) بودند».
روشن است که این افراد هر کدام شایستگیهایی دارند و اکثر آنان از آزمونهای الهی سرافراز بیرون آمده اند؛ همچون «صیانه» که مادر چند شهید بود و خود نیز با وضعی جان سوز به شهادت رسید. برخی دیگر چون «سمیه»، در راه دفاع از عقیده اسلامی خود، سختترین شکنجهها را تحمل کردند.
اکنون به معرفی دو تن از این بزرگواران میپردازیم.
وی همسر هارون الرشید و از شیعیان بود. هنگامی که هارون از عقیده او آگاه گشت، سوگند یاد کرد که او را طلاق دهد. او به انجام کارهای نیک معروف بود. در زمانی که یک مشک آب در شهر مکه یک دینار ارزش داشت، او، حجاج و شاید هم مردم مکه را سیراب کرد. او با کندن کوهها و احداث تونلها، آب را از خارج حرم ـ از فاصله ده مایلی ـ به حرم آورد. زبیده، صد کنیز داشت که همگی حافظ قرآن بودند و هر کدام وظیفه داشتند تا یک دهم قرآن را بخوانند؛ به گونهای که از منزل مسکونی او صدای قرائت قرآن، همانند زمزمه زنبورهای عسل بلند بود.[16] یکی از بانوانی که در عصر حضرت قائم(عج) زنده گردد، احتمالاً این بانو است.
خدمت امام صادق(ع) بودیم که ام خالد با دست بریده شده آمد. حضرت فرمود: «ای ابا بصیر! آیا میل داری سخن ام خالد را بشنوی؟» عرض کردم: آری و به آن شادمان میگردم. امّ خالد نزد حضرت مشرف شد و سخنانی عرضه داشت. من او را در کمال فصاحت و بلاغت یافتم. حضرت(ع) نیز در مسئله ولایت و برائت از دشمنان با او سخن گفت.[17]

آری، آنان
دلسوختگانی هستند که با رشادتهای خود ثابت کردند که میتوانند
گوشهای از بار سنگین حکومت جهانی اسلام را بر دوش کشند. امام
صادق(ع) در روایتی دیگر فرمودند:
«امام حسین و یاران شهیدش جزء رجعت کنندگان هستند».[18]
در روایات، افراد ذیل هم در شمار یاران آن حضرت ذکر شدهاند:
1. کسانی که چهل صباح «دعای عهد» را بخوانند؛[19]
2. کسانی که هر شب سوره «اسراء» را قرائت کنند؛[20]
3. هر کس شبیه سلمان فارسی باشد در عمل؛[21]
4. همه شهیدان اسلام؛[22]
5. همه مؤمنان خالص؛[23]
6. پیامبران نیز در روایات متعددی جزو رجعتکنندگاناند. عدهای با امام حسین(ع) و بقیه مستقلاً رجعت میفرمایند.[24]
اولین کسی که رجعت میکند، امام حسین(ع) است که این بزرگوار در صبح روز «عاشورا» خطاب به اصحاب خود میفرمود: «به خدا سوگند! اگر ما را بکشند، یقیناً بر پیامبرمان وارد خواهیم شد و تا زمانی که خواست خدا باشد، در آن عالم میمانیم. سپس من اولین کسی خواهم بود که زمین برایش شکافته میشود و همزمان با قیام قائم ما و رجعت امیرالمؤمنان(ع) و زندگی مجدد رسول الله(ع)، رجعت خواهم کرد».[25]
رجعت مانند محشور شدن در قیامت است. همان خدایی که همه را در قیامت محشور میکند، برای رجعت عدهای را برمیگرداند. در طول تاریخ نیز بارها مردن و زندهشدن و برگشتن اموات دیده شده است. در قرآن آمده: «شخصی از بنی اسرائیل که کشته شده بود، زنده شد».[26] همچنین در قرآن برگشتن عزیر پیامبر(ع) بعد از صد سال به زندگی آمده است.[27]
قدرت بینهایت خداوند ایجاب میکند همان گونه که توانسته است انسان را از نطفه به وجود آورد، پس از مردن نیز بتواند او را دوباره زنده کند؛ زیرا قدرت خدای متعال بر همه ممکنات احاطه دارد و احدی از پیروان ادیان آسمانی در این امر تردید ندارد.
بنابراین اگر کسی بخواهد امکان رجعت را انکار کند، باید به یکی از دو امر گردن نهد: یا قبول کند که زندهشدن مردگان حتی در روز رستاخیز به طور کلی محال است، که التزام به این امر، مخالف اصل پذیرفته شده عقلی و دینی معاد است. یا اینکه قدرت خداوند را در مورد زنده کردن مردگان نفی کند؛ در حالی که هیچ شکی در قدرت خداوند وجود ندارد و این مطلب در امتهای گذشته بارها رخ داده است.
با توجه به اینکه هیچ دلیل متقنی بر ناممکن بودن رجعت وجود ندارد، انکار آن بدون دلیل سفسطه و برخلاف اصول مسلم فلسفه است.
در حقیقت این بحث در ذیل مباحث قیامت قرار میگیرد و به همان دلایلی که روز رستاخیز ثابت میشود، امکان رجعت هم قابل اثبات است. علاوه بر آن، ادله جداگانهای هم دارد. بنابراین هر گونه تردید در مورد امکان رجعت، در واقع تردید در مورد قیامت است.[28]
آیت الله مکارم شیرازی میگوید: بدون تردید احیای گروهی از مردگان در این دنیا، از محالات نیست؛ همان طوری که احیای جمیع انسانها در قیامت کاملاً ممکن است ... و سخریه در برابر آن همانند سخریه در مورد معاد است؛ چرا که عقل چنین چیزی را محال نمیبیند و قدرت خدا آن چنان وسیع و گسترده است که همه این امور در برابر آن سهل و آسان است.[29]
علاوه بر این، بهترین دلیل بر امکان یک چیز وقوع آن است؛ چنان که قرآن کریم بازگشت گروهی از مردگان امتهای گذشته را بیان فرموده است. کیفیت رجعت را هم این گونه می توان بیان کرد که خداوند در رجعت انسانها را با همان صورت انسان کاملی که قبلاً بوده، بر میگرداند و این گونه نیست که رجعتکنندگان دوباره تولد پیدا کنند؛ زیرا محال است چیزی که بوده و به کمال رسیده، دوباره به عدم بر گردد.[30]
با استفاده از آیات و روایاتی که در باب رجعت وارد شده است، به چند حکمت اشاره میکنیم:
از آنجا که عدهای از مؤمنان خالص به خاطر موانع و مرگهای غیرطبیعی از ادامه این مسیر معنوی (تکامل مطلوب) بازماندهاند، حکمت خدای حکیم ایجاب میکند که آنان به دنیا برگردند و سیر تکاملی خود را به پایان برسانند. امام صادق(ع) میفرماید: «هر مؤمنی که کشته شده باشد، به دنیا برمیگردد تا (بعد از زندگی مجدد) به مرگ طبیعی بمیرد و هر مؤمنی که مرده باشد به دنیا بر میگردد، تا کشته شود (و به ثواب شهادت برسد)».[31]
گروهی از منافقان سرسخت علاوه بر کیفر خاص خود در رستاخیز، باید به مجازاتهایی در این جهان برسند؛ نظیر عذابهایی که بعضی از اقوام سرکش دیدند. آیۀ )وَحَرَامٌ عَلَى قَرْيَةٍ أَهْلَكْنَاهَا أَنَّهُمْ لَا يَرْجِعُونَ([32]؛ «حرام است بر شهرهایی که در اثر گناه نابودشان کردیم، بازگردند. آنها هرگز بازنمیگردند»، اشاره به این معنا دارد؛ چرا که عدم بازگشت را در مورد کسانی میگوید که در این جهان به کیفر شدید خود رسیدهاند و از آن روشن میشود گروهی که چنین کیفرهایی ندیدهاند، باید بازگردند و مجازات شوند.[33]
بنابراین، هدف از بازگشت مجدد این دو گروه (مؤمنان و منافقان)، تکمیل سیر تکاملی برای دسته اول و تنزّل به پستترین درجه ذلت برای دسته دوم است و از اینکه رجعت عمومی نیست و اختصاص به مؤمنان و کافران محض دارد، روشن میشود که این دو مورد از حکمتهای اصلی رجعت است.[34]
دین اسلام بر همه ادیان غلبه مییابد و حکومت عدل الهی به دست توانمند و با کفایت قائم آل محمد(عج) جهانی میشود. خداوند میفرماید: «همانا فرستادگان خویش و مؤمنان را در دنیا و روزی که شاهدان برخیزند، یاری خواهیم کرد».[35] از ظاهر این آیه استفاده میشود که این نصرت دسته جمعی انجام میشود، نه به صورت فردی، و از آنجا که چنین نصرتی تا کنون تحقق پیدا نکرده است، قطعاً در آینده تحقق خواهد یافت؛ زیرا وعده الهی تخلف ناپذیر است. لذا امام صادق(ع) در تفسیر آیه میفرمایند: «به خدا سوگند، این نصرت در رجعت است؛ چرا که ائمه و بسیاری از پیامبران(ع) در دنیا کشته شدند و کسی آنها را یاری نکرد. این مطلب در رجعت تحقق خواهد یافت».[36]
افرادی در این دنیا بودهاند که از تمامی حقوقشان محروم گشته و مظلومانه به قتل رسیدهاند، بدون اینکه حق آنان گرفته شود. از حکمتهای رجعت این است که خداوند هر دو طرف را به دنیا بر میگرداند تا شخص مظلوم، داد خود را از ظالم بگیرد. از امام کاظم(ع) نقل شده که فرمود: «مردمی که مردهاند، به دنیا بازگشت خواهند کرد تا انتقام خود را بگیرند. به هر کس آزاری رسیده، او به مثل آن قصاص میکند و هر کس خشمی دیده، مانند آن انتقام میگیرد و کسی که کشته شده، برای تقاص خون خود بر میخیزد. برای این منظور، دشمنان آنان نیز به دنیا بر میگردند تا مظلومان، خون ریخته شدۀ خود را تلافی کنند و بعد از کشتن آنها سی ماه زنده میمانند، سپس همگی در یک شب میمیرند؛ در حالی که انتقام خون خود را گرفتهاند و دلهایشان شفا یافته است. دشمنان آنها به سختترین عذاب دوزخ مبتلا میشوند».[37]
انتقامی که به حضرت نسبت داده شده، به معنی مجازات کردن و کیفر دادن سردمداران کفر و نفاق و شرک است، نه به معنی کینه توزی و فرونشاندن هوا و هوسهای درونی. امامان معصوم ما از چنین هوسهایی پاکیزه هستند. انتقام به معنی کیفر، هیچ منافاتی با مقام امام(ع) ندارد؛ همان طور که خداوند هم از مجرمان انتقام میگیرد و این گونه انتقام به معنی مجازات در برابر کارهای ناشایست است و به هیچ وجه در آن کینه توزی مطرح نیست.
یکی از لقبهای امام عصر(عج) «منتقم» است.[38] اگر او نمیتوانست دشمنان اسلام را کیفر دهد یا در برنامه او انتقام وجود نداشت، هرگز چنین لقبی به او نمیدادند. در روایتی آمده است که: وقتی در روز عاشورا امام حسین(ع) و اصحابش به دست یزیدیان به شهادت رسیدند، ملائکه الهی بسیار ناراحت شدند و به درگاه خداوند شکایت بردند. آفریدگار توانا در ضمن نشان دادن نور وجود حضرت مهدی(ع) فرمود: «بذلک القائم أنتقم منهم؛[39] به سبب این قائم از قاتلان حسین(ع) انتقام خواهم گرفت».[40]
اولاً، حکومت امام مهدی(عج) به منظور اقامه عدل و قسط جهانی، همراه یاران مؤمن و توانمند و دارای عقلانیت کامل، آغاز میشود و با زبان تبلیغ و جهاد علمی قبل از جهاد نظامی، با رویکرد صلح طلبانه همچون پیامبر(ع) به ترویج دین اسلام و دعوت به آن می پردازد. در این میان وجود افراد جنگ طلب که با انگیزههای ظالمانه دست به ستیز مسلحانه و ایجاد ناامنی میزنند، قهر و انتقام الهی را میطلبد. از این رو، اولین هدف حکومت مهدی(ع) دعوت به صلاح و صلح، و آخرین گزینۀ او قیام مسلحانه است؛ چرا که همواره مهر امام بر قهر او غلبه دارد. از سویی هم این جنگ کاملاً ناخواسته است و امام را در این جنگ وادار به مقابله به مثل خواهد کرد.
امام مهدی(ع) بسان پیامبر(ع) نهضت خود را با دعوتی آشکار آغاز میکند و همانند پیامبر به انهدام انحرافات و جهالتها میپردازد. بنابراین روح اسلام با برنامههای متعالی خود همواره در پی صلح و دوستی و مداراست، نه جنگ و خونریزی و ناامنی.[41]
ثانیاً، افراد مؤمن، یک عمر تحت فشار طاغوت به سر برده و ناراحتیهایی را متحمل شده و بدون انتقام و قصاص از دنیا رخت بربستهاند. از این رو، هرچند طاغوتیان به سزای اعمالشان میرسند، اما انتقام از آنان در مقابل چشم مظلومان نبوده و ناراحتی آنها بر طرف نشده است. پس این احتمال میرود که خداوند برای تسلّی خاطر آنان، ظالمان را زنده گرداند و گوشهای از عذاب را در پیش چشم مؤمنان به آنان بچشاند و این خود مضمون روایتی است که میفرماید: «یرجع المؤمن لزیادة الفرح و السرور و الکافر لزیادة الغمّ و الهمّ».
ثالثاً، یکی از آرزوهای هر مسلمان این است که در رکاب پیامبر اکرم(ع) و امامان معصوم(ع) باشد که در رجعت، مؤمنین خالص به این آرزو میرسند.[42]
فواید رجعت بسیار است که بعضی را اهل بیت(ع) در تفسیر آیات قرآن برای ما بیان فرمودهاند و بعضی از آن فواید هم منحصر به حکمت الهی است که علم ما به آن معطوف نگردیده است، که ما اجمالاً به چند فایده رجعت میپردازیم.
فایده اول: تحقق وعده الهی طبق آنچه در قرآن کریم بیان فرموده است و آن، اقامه حکومت متقین بر اهل زمین و جبران محرومیت آنها از حقوق واقعی و مسلمی است که ظالمان، غاصب آن بودهاند؛ همان گونه که امام صادق(ع) به مُفضّل فرمود:
«ای مفضل! اگر شیعیان ما در قرآن تدبر کنند، در فضیلت ما شک نکنند. مگر نشنیدهای این آیه را که )وَنُرِيدُ أَن نَّمُنَّ عَلَى الَّذِينَ اسْتُضْعِفُوا فِي الْأَرْضِ([43]. (سپس حضرت فرمود:) والله که تنزیل این آیه در بنی اسرائیل است و تأویلش (تفسیرش) در رجعت ما اهل بیت(ع) است».
فایده دوم: خوشحالی مؤمنان در مقابل عذاب و گرفتاری دنیا برای منکران ائمه(ع) و صاحب الامر(ع).
فایده سوم: اینکه رجعت، مقدمهای برای قیامت و روز رستاخیز است.
فایده چهارم: اثبات این مدعا که اگر کافران را دوباره به دنیا برگردانند، آنها باز به انکار حق و روش خود ادامه خواهند داد و ایمان نخواهند آورد و حجت بر آنها تمام میگردد.
فایده پنجم: اثبات این مدعا که حق، همیشه پیروز و باطل، نابود شدنی است، و این موضوع را زمان روشن خواهد کرد و پیروزی حق، با رجعت ثابت میشود.
فواید دیگری هم وجود دارد که دانش امروز به آن پی نبرده است.[44]
از حدیث مفضل بن عمر بر میآید که پایان رجعت، قیامت است، با همه اوصافی که خداوند در قرآن برایش ذکر کرده است.[45]