| فرهنگ کوثر - شماره 74 - تابستان 1387 - آرشيو مجله فرهنگ كوثر |

|
ای شمع جهان افروز، بیا
وی شاهد عالم سوز، بیا
ای مهر سپهر قلمرو غیب
شد روز ظهور و بروز، بیا[1]
«مُمَهّدین»، یکی از عنوانهایی است که در متون دینی برای یاران حضرت مهدی(ع) به کار رفته است. بارها سخن از حرکتِ تمهیدی و زمینه سازی به میان آمده و از کسانی که بستر ظهور آن دولت کریمه را فراهم میسازند، ستایش شده است.
پرچمهای کوچک عدالتخواهی و حق گستری، باید در پیشدرآمد آن حکومت حق برافراشته شود تا به امر و اذن پروردگار عالم، نوبت آن رسد که آن «پرچم بزرگ عدالت» برافراشته گردد و جهانیان در سایۀ آن شیرینی عدل را بچشند.
انتظار سبز امت محمدی در این سرزمین، به حکومت روشن مهدوی خواهد پیوست و آن «بقیة الله» که ذخیرۀ الهی و میراث دار همۀ پیامبران و تحقّق بخش همۀ وعدههای انبیا در طول اعصار است، مسرّت منتظران را به کمال خواهد رساند، و چه افتخاری بالاتر از آنکه عدهای در مدار و محور آن دولت نور قرار گیرند؟ مهم آن است که در چرخۀ «تمهید» و زمینه سازی برای آن «تجلّی اعظم عدل»، سهمی و نقشی داشته باشیم.
آنچه در دعاهای خاص امام زمان(ع) برای بازگشت به دنیا و رجعت در عصر ظهور درخواست شده، گوشهای از همین آرزوی تمهیدی و عشق به خدمتگزاری در راه آن جلوۀ نور است و کسانی به این فوز و فیض نایل میشوند که در زندگیشان، روشی تمهیدی داشته باشند.
عمل به قرآن، داوری به حق، تن دادن به عدالت و تلاش برای قسط و داد، معیار صدق در این ادّعاست و هر کس میتواند خود را با این معیار محک بزند. نظام جمهوری اسلامی و خدمتگزاران مردم در این نظام و دولت، به میزان تطابق با شاخصههای حکومت مهدوی، میتوانند مدّعی باشند که در طلیعه آن دولتاند و «دولت طلیعه»اند.
یاد کنیم از امام راحل (قدسسره) که بارها رسالت منتظران و تکلیف مردم و مسئولان را خاطرنشان کرد و فرمود:
«ما منتظران مقدم مبارکش، مکلّف هستیم تا با تمام توان کوشش کنیم تا قانون عدل الهی را در این کشور ولیّ عصر حاکم کنیم».[2]
و در پیوند این انقلاب با حکومت مقدس آن حضرت فرمود:
«انقلاب
مردم ایران، نقطه شروع انقلاب بزرگ جهان اسلام، به پرچمداری حضرت حجّت
ـ ارواحنا فداه ـ است».[3]
چگونه میتوان به تکالیف این طلیعه بودن عمل کرد و مقتضیات آن را شناخت و انگیزه خدمت در این مسیر یافت؟
وقتی که حاکمان، حکومت را طعمه نشمارند.
وقتی که دست اندرکاران و مسئولان، به امانت بودن مسئولیت اجرایی و تبلیغی و فرهنگی و تقنینی و قضایی خویش، آن هم به نیابت از آن حجّت الهی توجّه داشته باشند و صاحب اصلی حکومت را ناظر خویش بدانند.
باز هم سخنی از امام امّت:
«امام زمان(ع) مراقب ما هستند، مراقب روحانیّت هستند که چه میکنند اینها؟ امروز که اسلام به دست آنها سپرده شده و تمام عذرها منقطع شده است ...».[4]
گر چه از دید ما، «حکومت» حق خدا و پیامبران و اولیای الهی و حجج پروردگار است، ولی در عصر غیبت که «ولی فقیه» حکومت تشکیل میدهد، به عنوان «نایب امام زمان» است و اگر دیگران هم کاری در دست و باری بر دوش و مسئولیتی بر عهده دارند، از آنجا که نظام ما مبتنی بر ولایت، است با این پشتوانه مشروعیت یافتهاند.
راستی، اگر حضرت مهدی(ع) به نقد و ارزیابی عملکردها بپردازد، کدام پرونده است که در عمل، رضایت خاطر او را تأمین کند؟ و کدام مسئول است که بتواند به آن حضرت گزارش کار بدهد و روسفید باشد و بداند که «مقبول» افتاده است؟
تکلیف «دولت طلیعه» بسی سنگین است و خدمت صادقانه در آن، نیز بسی افتخار.
اگر آن عصر آرمانی را «شهر انتظار» بنامیم، برای ورود به آن «گذرنامه» ای خاص لازم است؛ مجوزی که از صبر و ثبات و قیام و اقدام و امید و تلاش نشئت میگیرد.
چشم به راهان سپیدۀ ظهور، در پیشانی صبح فردا، ظهور مصلحی را میبینند و میخوانند که از تبار رسولان و پیامبران و امامان است و ادامه دهندۀ راه و گشایندۀ همان آفاق و پیگیر همان اهداف. چراغ هدایت بشر را در دست دارد و پرچم عدالت گستری را بر دوش و یاران صادق و مؤمن را همراه.
اگر او مسیح گونه میآید تا شفابخش دردها گردد، و پیامبر گونه میآید تا خرافات و جهالتها را بزداید، و علی گونه ظهور میکند تا ذوالفقار عدالت برکشد و سایۀ خجستۀ قسط را بگستراند، و حسین گونه میآید تا نسل ابوسفیان و رگ و ریشۀ یزیدیان را از بیخ برکند و شور حماسه در جهان بیفکند و منتقم خون شهیدان کربلا باشد، این خط و نشان در باور و بینش و موضع و رفتار منتظران و زمینه سازان هم باید باشد، و گر نه تعارض میان رفتار کنونی و آن امید و نوید به آیندۀ آرمانی، نشان عدم صداقت است.
انتظار آن موعود، محور تجمع و همدلی دلسوختگانی است که از سیطرۀ ستم بر سرنوشت انسانها به ستوه آمدهاند و در دروازۀ «شهر انتظار»، چشم به افق ظهور دوختهاند و آمادۀ هر گونه فداکاری در راه اهداف آن منجیاند.
ساکنان شهر انتظار، دلهای سپید و روشنی دارند که زندگیها آنان را نیز گرم و آفتاب گون میسازد.
طلیعهداران آن دولت حق، با هم مهربان و همدلاند و بر ضدّ دشمنان عدالت، همدست و همراهاند.
عشقشان، برپایی آن «جامعۀ آرمانی» است که «دولت مهدوی» نام دارد و تلاش آنان، زمینهساز برپایی و شکلگیری آن «مدینۀ موعود» است و خود را وقف آن میسازند و همۀ نیروهای فکری، جسمی و اجتماعی خود را در این راه صرف میکنند تا انتظار راستین خود را اثبات کنند.
درست است که خداوند، حامی و یاور آن موعود و زمینهساز آن دولت کریمه است، ولی جهاد ممهّدانه و تلاش زمینهساز برای آن شرایط را هم نباید از چرخۀ عمل منتظران حذف کرد و از آنان «تماشاگر» ساخت. امام صادق(ع) میفرمایند:
«در دوران حکومت حضرت مهدی(ع)، عیسای مسیح از آسمان فرود میآید و پشت سر آن حضرت نماز میخواند. هم اوست که «دجال» را میکشد و خدای متعال، شرق و غرب جهان را به دست آن امام موعود میگشاید و حکومت او که حکومت عدالت است، تا دامنۀ قیامت امتداد مییابد».
این نویدها و امیدها، بر سردر «دیار منتظران» نقش بسته است و در دل آنان نیز.
اگر وارد «شهر منتظران» شویم، آنجا که همه چشم به راه آن خورشید عدالتاند و خود را آمادۀ دیدارش کردهاند، با کسانی رو به رو میشویم که صبح و شامشان تلاش خالصانه و ممهّدانه است، سلحشور و با غیرتاند، متّحد و یکدلاند، مساجدشان آباد از عبادت و فرهنگشان متعالی است؛ فرهنگ جهاد و شهادت.
گویا سخن گویی، آنجا را چنین تصویر میکند:
« ... اینجا شهر منتظران است و چشمبه راهان. میخواهیم در احوال آنان بنگریم و لذّت ببریم، روح و روحیّه بگیریم و امید اندوزیم. پر شویم و گسترش یابیم و عمق پذیریم، ایمان استوار داریم و خویشتن انسانی خویش باز یابیم و بر عظمت والای انسان نماز بریم. باید حوزۀ منتظران مهدی موعود، پاسخگوی آنچه یاد شد، باشد و هنوز بهتر و بالاتر....».[5]
راستی،... تکلیف ما در ساختن شهر منتظران چیست؟
ویژگی ساکنان آن، کدام است؟
و آیا ما ساکن «شهر انتظار» یم؟ یا بیرون از آن؟
امام کاظم(ع) شخصیت شیعۀ منتظر و شهروند دیار انتظار را این گونه معرفی میکند:
«طوبی لِشیعَتنا، المتمسِّکینَ بِحُبّنا فی غیبة قائمنا، الثابتینَ علی موالاتِنا وَ البرائةِ مِن أعداءنا، أولئک منّا و نحن مِنهم ...؛[6] خوشا به حال پیروان ما، آنان که در دوران غیبت قائم ما، به محبت و دوستی ما پایبندند و بر این پیوند و همبستگی با ما، و برائت و بیزاری از دشمنانمان استوار و ثابت قدماند، آنان از مایند و ما از آنانیم...».
این حفظ مواضع و ثبات قدم در باور و عقیده و حرکت در جبهۀ ولایت امامان، از ویژگیهای مردم آن دوره و شیعیان خالص به شمار آمده است.
تفکر «مهدی باوری» و «مهدی گرایی»، عصر غیبت را هم به رنگ عصر حضور در میآورد و حضور پنهانی آن آفتاب پردهنشین، بر زندگیها سایه ایمان و معنویت میافکند و زمینه ساز «دولت طلیعه» میشود.
مشتاقان آن «حاضرِ عصرِ غیبت» هم میکوشند شایستگیهای آن دوران را در خویش و جامعه فراهم آورند. این لیاقت در سایۀ پاکی و تقوا و اخلاق والا به دست میآید. به فرمودۀ حضرت صادق(ع) :
«مَنْ سَرَّهُ اَنْ یکونَ مِن أصحابِ القائم فَلْیَنْتَظِر وَ لیَعْمَل بِالوَرَعِ و مَحاسِنِ الأخلاق وَ هُوَ مُنتَظِرٌ؛[7] هر کس دوست دارد از یاران حضرت قائم(ع) باشد، پس چشم به راه و منتظر باشد و با پرهیزکاری و اخلاق شایسته عمل کند؛ در حالی که منتظر است».
روایات معصومین(ع) میگوید:
وقتی آن واپسین ذخیرۀ عرشی، آن «بقیةالله» برای نجات فرشیان و خاکیان ظهور کند و وعدۀ حق برای موعود امّتها تحقق یابد؛ آن روز، روز خوش صالحان و پاکان است و روزی سخت بر ستمگران و حریم شکنان و کافران. این، همان «فرج» و گشایشی است که برای عموم مردم گیتی و به ویژه برای صالحان و خوبان، مژده داده شده است.
ولی برای رقم خوردن آن روز خجسته و نورانی، اهل انتظار هم باید گام پیش گذارند و از خود، ایثار و جهاد و تلاش شبانهروزی نشان دهند و با ظلم و بیعدالتی بستیزند و حق را حاکم سازند. در یکی از سلامها و صلواتها به ساحت آن ولی الله اعظم، چنین میگوییم:
« ... خدایا، بر آن امام غایب و حجت قائم که منتظر فرمان توست، درود فرست.
خدایا، وعدهاش را قطعی، دوریاش را نزدیک، و غیبتش را بر طرف گردان.
خدایا، با ظهورش محنتها را برطرف ساز و رعب او را در دل دشمنان بیفکن.
خدایا، او را با لشکریانی از ملائکه تأیید کن و بر دشمنان دین خود مسلط و پیروز گردان.
خدایا، به او الهام بخش، تا ستمها را از میان بردارد و کاخهای بیداد را ویران سازد، کوهها و بیابانها را در نوردد و گنجهای نهان را استخراج کند».[8]
در این فقرات از دعا، هم چشمانداز امید بخش آن دوران دیده میشود، هم تکلیف بزرگِ مهدی باوران منتظر روشن میگردد.
یکی از اصحاب به امام صادق(ع) میگوید: مردم میگویند اگر مهدی(ع) قیام کند، کارها همین طور و خود به خود برای او جور و مهیّا میشود و به اندازۀ یک حجامت هم خون ریخته نمیشود.
حضرت در پاسخ میفرماید:
«به خدا سوگند چنین نیست. اگر قرار بود کارها به این راحتی برای کسی مهیّا شود، برای رسول خدا(ص) میشد، آن گاه که دندانهایش را شکستند و پیشانی او را خون آلود ساختند. نه، به خدایی که جانم در دست اوست سوگند، کار چنان خواهد بود که ما و شما از پیشانی خود عرق و خون را پاک کنیم؛ ...کلاّ و الذی نفسی بیده حتّی نَمْسَحَ نَحْنُ و أنتم العَرَقَ و العَلَقَ (ثمَّ مسح جبهَتهُ)».[9]
وقتی شرایط عصر ظهور آن چنان است، منتظران راستین آن دولت هم از چنین تلاشی بینصیب نباید باشند و این است معنای انتظار.
حضرت صادق(ع) میفرماید:
«لِیُعِدَّنَّ أحَدُکم لِخروج القائم و لوسَهماً، فإنّ الله إذا عَلِمَ ذلک مِن نیّتِهِ رَجَوْتُ لأن یُنسیءَ فی عُمُرِهِ حتّی یُدرِکَهُ وَ یکونَ مِن أعوانه و أنصاره؛[10] هر یک از شما برای خروج و قیام مهدی(ع) امکانات و شرایط را، هر چند یک تیر باشد، فراهم کند، خداوند هر گاه چنین نیتی را در کسی ببیند و بداند، امیدوارم که عمر او را طولانی کند تا حضرت مهدی را درک کند و از کمککاران و انصار او باشد».
این آماده سازی (و نه آماده خواهی)،[11] از شرایط انتظار مثبت و منتظر واقعی است و هر مجموعه و تشکّل و گروه و فردی که داعیۀ انتظار دارد و مشتاق دیدار است، باید سهمی در این موضوع داشته باشد.
گرچه در روایات است که خداوند، امر فرج آن حضرت را یک شبه به سامان میرساند (یُصلحُ اللهُ عزّوجلّ أمره فی لیلةٍ واحدةٍ)،[12] اما گامها و اقدامهای چشم به راهان نیز در شتاب آن «فرج موعود» موثر است و تمهید و حرکت زمینهسازان منتظر، تسریع در ظهور فرج است.
خوشا آنان که در طلیعۀ «دولت یار»، باری بر دوش بکشند و کاری در خور آن دولت کریمه انجام دهند و عضوی از آن مجموعۀ نور باشند و جامعه را به سوی آرمانهای مهدوی فراخوانند.
اگر از نشانههای آن دولت، «رشد عقلی و
فرهنگی مردم»، «کارامدی و توانایی یاران او» و «ارتقای
سطح معیشتی» و «حاکمیت معیارهای حق»را به شمار
آوریم، خصال دست اندرکاران «دولت طلیعه» نیز روشن میشود.
در حدیث امام علی(ع) چنین آمده است:
«مهدی(ع) از اصحاب خویش پیمان و بیعت میگیرد که سرقت و زنا نکنند، مُحرِمی را نکشند، حریمی را هتک نکنند، به ناحق بر خانهای هجوم نبرند و کسی را مورد ضرب و شتم قرار ندهند، زر و سیم نیندوزند، گندم و جو احتکار نکنند، مال یتیم نخورند، ندانسته شهادت ندهند، راهزنی نکنند، مساجد را ویران نسازند، از آلودگیها دوری کنند، امر به معروف و نهی از منکر کنند، لباس خشن بپوشند، بر خاک سر نهند و در راه خدا آن گونه که شایسته است، جهاد کنند...».[13]
تأکید بر این همه ویژگی برای چیست؟
تا آنان که چشم به دروازۀ صبح دوختهاند و آمدن خورشید نهان را انتظار میکشند، با شناخت اوصاف یاران او و ویژگیهای دولت مهدوی، خود را با آن شرایط وفق دهند و همین کارها و برنامهها را به عنوان «تمهید» و «طلیعه» برای آن دولت، انجام دهند، یا دست کم بستر اجرای آنها را فراهم سازند.
باشد که از زمینهسازان ظهور باشیم و تلاشگران برای تحقق عصر حضور ... .
پینوشتها