صفحه اصلى [ستارگان حرم]
 

ميرزا على اكبر مدرس يزدى

حكيم الهى

احمد محيطى اردكانى


استاد و فيلسوف بزرگ، مرحوم آية اللّه ابو محمد، ميرزا على اكبر مدرس، متخلّص به « تجلى» و معروف به « حكيم الهى» ، فرزند حاج ميرزا ابوالحسن تاجر اردكانى است كه پدرش از اردكان به يزد مهاجرت نمود و او در حدود سال 1264ه ق (1) در شهر يزد متولد گرديد.

تحصيلات مقدماتى، چون فارسى، صرف و نحو عربى و فقه را نزد استادان يزد فرا گرفت، سپس راهى شهر اصفهان شد در آن زمان اصفهان دارالعلم بود، و مدرس يزدى مدت چهل سال در آن شهر به تحصيل و تدريس پرداخت و در علوم مختلف چون فقه و اصول، فلسفه و عرفان، كلام و رياضيات سرآمد عصر خويش گرديد.

يكى از شاگردانش از وى چنين نقل كرده است:

« مدت چهل سال در اصفهان به تحصيل اشتغال داشتم كه جز مدرسه و راه حمام، جاى ديگر را در اصفهان بلد نبودم.»

اين مطلب مى‏رساند، علاقه ايشان به تحصيل علم چنان بوده است كه حتى اجازه گردش و ديدن شهر اصفهان را در مدت چهل سال به خود نمى‏داد.(2)

پس از خاتمه دوران تحصيل در اصفهان، به تهران عزيمت نمود و در مدرسه شيخ عبدالحسين اقامت گزيد.

نظر به اينكه خواهرش ساكن قم بود و با وساطت وى از قم همسر اختيار نموده بود، در سال 1327ه ق به قم مهاجرت نمود و قبل از ورود حضرت آية اللّه حاج شيخ عبدالكريم حائرى يزدى به قم، در مدرسه خان « آية اللّه بروجردى» حوزه درس وسيعى را تشكيل داد.

رهبر كبير انقلاب و بنيانگذار جمهورى اسلامى، حضرت امام خمينى قدس سره در اين باره چنين فرمودند:

« ما كه آمديم قم، مرحوم آقا ميرزا على اكبر حكيم - خدا رحمتش كند - در قم بودند، وقتى كه حوزه علميه قم تأسيس شد علما مى‏رفتند آنجا در محضر آقاى ميرزا على اكبر حكيم درس مى‏خواندند. مرحوم آقاى خوانسارى، مرحوم آقاى اشراقى و مرحوم آية اللّه العظمى حاج سيد احمد خوانسارى مى‏رفتند پيش آقاى ميرزا على اكبر درس مى‏خواندند» . (3)

آية اللّه حاج ميرزا خليل كمره‏اى يكى از شاگردان وى - درباره تدريس استادش در قم مى‏گويد:

« درس استاد فيلسوف بزرگ آقاى ميرزا على اكبر مدرس يزدى در مدرسه خان واقع در ميدان آستانه بود و طلاب دور ايشان را گرفته بودند و حتى ميرزا هدايت گلپايگانى كه مرد موقرى بود به آنجا مى‏آمد...

شنيدم بعضى ديگر مانند آية اللّه حاج ميرزا سيد على يثربى و آية اللّه كبير قمى هم بطور خصوصى در درس استاد شركت مى‏كردند» . (4)

استادان

آن حكيم الهى در ايام تحصيل در اصفهان و تهران از محضر استادان بزرگوارى كه بسيارى از آنها به حق از اعاظم و حكما و اساطين عرفا بودند، كسب فيض نموده و قلب تشنه معارفش را، لبريز از آب حيات حكمت و معرفت نمود، اسامى برخى از آن فرزانگان از اين قرار است:

-1آقا محمد رضا حكيم قمشه‏اى.

وى مردى به تمام معنا وارسته و عارف مشرب بود، با خلوت و تنهايى مأنوس بود و از جمع تا حدودى (5) گريزان.

در جوانى ثروتمند بود، در خشكسالى 1288ه ق تمام آنچه مالك بود از منقول و غير منقول خود را صرف نيازمندان كرد و تا پايان عمر درويشانه زيست.

حكيم قمشه‏اى هرگز جامه روستايى را از تن دور نكرد و در زى و جامه علما در نيامد. مرحوم جهانگيرخان قشقايى كه سالها شاگرد او بوده است نقل كرده كه به شوق استفاده از محضر حكيم قمشه‏اى به تهران رفتم. همان شب اوّل خود را به محضر او رساندم وضع لباسهاى او علمايى نبود به كرباس فروشهاى سده مى‏مانست.

حكيم فمشه‏اى از ذوق شعرى عالى برخودار بود و به « صهبا» تخلّص مى‏كرد. (6)

او كتب حكمت و مصنفات عرفا خصوصاكتب محيى الدين عربى و شروح آن را تدريس مى‏نمود و شاگردان بسيارى تربيت كرد.

از تاليفات اوست:

. -1الاسفار الاربعة و تحقيقها» . رساله‏اى است بسيار مختصر كه در حاشيه شرح هدايه ملاصدرا ( ره) در تهران چاپ سنگى شده است.

-2حاشيه اسفار ملاصدرا.

-3حاشيه تمهيد القواعد ابن تركه.

-4حاشيه شرح قيصرى بر فصوص الحكم.

-5الخلافة الكبرى.

-6رساله‏اى در وحدت وجود.

-7موضوع العلم. (7)

حكيم قمشه‏اى در سال 1306در كنج حجره مدرسه، در تنهايى و خلوت و سكوتى عارفانه از دنيا رفت و در جوار ابن بابويه ( شيخ صدوق) نزديك قبر حاج آخوند محلاتى در شهر رى دفن شد. او آنچنان مرد كه زيست و آن چنان زيست كه خود در بيتى از يك غزل سروده و آرزو كرده بود:

 همه آفاق بگشتم چو تو در عالم نيست

يا اگر هست، به حسن تو بنى آدم نيست

شايد از زير نگين، ملك سليمان آرى

حسن هر جا كه زند خيمه كم از خاتم نيست

فكرى اى شيخ به روز سيه خود ميكن

كه تو را دست در آن زلف خم اندر خم نيست

كاخ زرين به شهان خوش كه من ديوانه

گوشه‏اى خواهم و ويرانه به عالم كم نيست

-2جهانگير خان قشقايى.

وى در بزرگى عشق تحصيل پيدا كرده و دنبال علم را گرفت تا آنجا كه استاد مسلّم فلسفه در اصفهان گرديد. آن مرحوم علاوه بر مقام علمى و فلسفى، در متانت و وقار و انضباط اخلاقى و تقوا نمونه بود. تا آخر عمر در همان لباس عادى اوّلى خود باقى بود و فوق العاده مورد ارادت شاگردان و آشنايان بوده است. (8)

« جهانگيرخان در اثر شخصيت بارز علمى و تسلم مقام قدس و تقوا و نزاهت اخلاقى و حسن تدبير حكيمانه كه همه در وجود او مجتمع بود تحصيل فلسفه را كه ما بين علما و طلاب قديم سخت موهون و با كفر و الحاد مقرون بود از آن بدنامى به كلى نجات داد...

وى معمولا يكى دو ساعت از آفتاب برآمده در مسجد جارچى، سه درس پشت سر هم مى‏گفت كه درس اوّلش شرح لمعه « تأليف شهيد ثانى در فقه) و بعد از آن شرح منظومه حكمت و سپس درس اخلاق بود و بدين ترتيب فلسفه را در حشو جوزقند و لوزينه فقه و اخلاق به خورد طلاب مى‏داد» . (9)

وى در سال 1234ه ق در دهاقان اصفهان متولد شد و در سال 1328ه ق در اصفهان در گذشت و قبرش در تخته فولاد اصفهان معروف است. (10)

-3آية اللّه آقا على زنوزى (11)

معروف به آقا على حكيم و آقا على مدرس. وى فرزند ملا عبداللّه و از اساتيد كم نظير قرن اخير است.

او در سال 1234ه ق در اصفهان متولد شد و از محضر پدر بزرگوارش علوم منقول و معقول را فرا گرفت، و براى تكميل دروس فقه و حكمت به عتبات عاليات و قزوين مسافرت نمود و از محضر اساتيد بزرگوارى چون آية اللّه ميرزا حسن نورى، فرزند ملا على نورى در اصفهان و ملا آقاى قزوينى، در قزوين بهره‏مند گرديد. سپس به تهران رفت و سالها در مدرسه سپهسالار قديم مدرس رسمى گرديد. (12) و غالب كتب كلام و حكمت در رياضيات را استادانه تدريس مى‏كرد.

آن حكيم فرزانه علاوه بر مراتب علمى، در صفاى باطن و تهذيب اخلاق نيز ممتاز بود.

از تأليفات وى است:

-1بدايع الحكم، -2حاشيه اسفار ملاصدرا، -3رساله‏اى در اينكه منطق از علوم حكيمه است، -4سبيل الرشاد، فى الاحوال المعاد، -5النفس كل القوى، -6وجود رابطى.

وى در شب شنبه 17ذى القعدة الحرام سال 1307در تهران از دنيا رفت و در جوار عبدالعزيم حسنى مدفون گرديد. (13)

-4آية اللّه آقا ميرزا ابوالحسن جلوه

وى فرزند سيد محمد طباطبايى اصفهانى زواره‏اى، يكى از مشاهير فلاسفه اسلامى و از احفاد سيد الحكماء و المتألهين ميرزا رفيع الدين نائينى، استاد علامه مجلسى است.

او در ذى العقعده 1238در احمد آباد گجرات هند متولد گرديد و در هفت سالگى همراه پدر بزرگوارش به اصفهان آمد و در آنجا به تحصيل پرداخت و از محضر آية اللّه ميرزا حسن نورى و ميرزا حسن چينى بهره‏مند گرديد. سپس عازم تهران گرديد و بيشتر اوقات خود را در علم معقول صرف نمود.

چهل و يك سال در مدرسه دارالشفاء تهران به تدريس فنون حكمتيّه به ويژه كتابهاى شيخ ابو على سينا و ملاّصدرا پرداخت.

وى با حكيم قمشه‏اى و آقاى على مدرّس، سه مدرّس نامدارى بودند كه حوزه تهران در اواخر قرن سيزدهم و اوايل قرن چهاردهم بر محور وجود آنها مى‏گرديد.

وفات آن حكيم فرزانه در شب جمعه 6ذى القعده، 1314در تهران اتفاق افتاد و با احترام زياد در جوار شيخ صدوق محمد بن بابويه قمى مدفون گرديد. (14)

تأليفات:

-1حواشى بر « مشاعر» ( تأليف صدر المتألهين در علم عرفان)

-2رساله در ربط حادث به قديم

-3حواشى بر « شرح الهداية» ( تأليف صدر المتألهين كه شرحى بر كتاب الهداية حكيم اثيرالدين مفضل ابهرى از فضلاى قرن هفتم هجرى مى‏باشد) .

-4رساله در حركت جوهريه.

-5حواشى بر مبدأ و معاد( تأليف صدر المتألهين) .

-6حواشى بر شفا( كتاب فلسفى است در علم منطق، الهيات طبيعيات، تأليف ابن سينا)

-7حواشى بر اسفار ( از مهمترين كتب فلسفى شيعه، تاليف صدر المتالهين كه در آن شرح چهار سفر روحانى آمده است) .

-8حواشى بر شرح ملخص چغمينى « المخّلص» ، تأليف محمود بن محمد بن عمر، از اكابر علماى قرن نهم هجرى، در علم هيئت است و شرح معروف آن از فاضل رومى است كه از كتب درسى معمول بوده است و چعمين نام يكى از قريه‏هاى خوارزم است» .

-9رساله در تركيب و احكام آن

-10تصحيح مثنوى شريف

-11تعليقات بر مقدمه قيصرى (15) تأليف داود بن محمود بن محمد قيصرى، رومى الاصل (16) نزيل مصر، عالم محقق از اكابر عرفاى اواسط قرن هشتم هجرى مى‏باشد كه در تمهيد مقدمات تصوّف است.

شاگردان

آية اللّه ميرزا على اكبر مدرّس شاگردان زيادى تربيت نمود كه بسيار از آنان استادان بزرگ درس حكمت در حوزه‏هاى علميه بودند. نام بعضى از آنها بدين قرار است:

-1آية اللّه حاج ميرزا ابوالحسن شعرانى.

-2آية اللّه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى.

-3بنيانگذار جمهورى اسلامى ايران آية اللّه حاج آقا روح اللّه موسوى خمينى ( ره) .

-4آية اللّه حسن فريد گلپايگانى .

-5آية اللّه مير سيد على برقعى .

-6آية اللّه آقا سيد على اكبر برقعى .

-7آقا سيد كاظم عصّار تهرانى كه رياضيات قديم را نزد وى فرا گرفته است.

-8آية اللّه حاج آقا حسين قمى طباطبايى.

-9آية اللّه آقا ميرزا احمد آشتيانى.

-10آية اللّه شهاب الدين مرعشى نجفى ( ره) .

-11آية اللّه آقا ميرزا محمد على شاه آبادى.

-12حاج ميرزا ابوالفضل زاهدى قمى، فرزند محمود واعظ،

و جمعى ديگر از بزرگانى كه نام بعضى از آنها در صفحات قبل آمده است، در محضر اين حكيم الهى كسب فيض نمودند. (17)

تأليفات

تأليفات آية اللّه مدّرس يزدى، بيشتر در زمينه فلسفه است.

. -1رسائل حكميّه» در سال 1365ه ق توسط وزارت ارشاد اسلامى به چاپ رسيده است.

-2رساله عماديه يا حكمت عمادية.

وى بنا به خواهش شاهزاده بديع الملك ميرزا ملقب به عمادالدّوله حكمران يزد، رساله‏اى به فارسى مشتمل بر مسائل مهمّ حكمت الهى نوشت كه به رساله عمادية (18) يا حكمت عمادّيه موسوم است.

نكته قابل ذكر اينكه، رساله مذكور شرحى ملخّص از حكمت اشراق است كه با بيان ساده نگارش يافته، اين موضوع نمايانگر اين است كه مرحوم حكيم يزدى در حكمت اشراق نيز تبحّر داشته است.

دكتر موسوى بهبهانى اين كتاب را از تقريرات دروس آن حكيم شمرده كه توسط بديع الملك به رشته تحرير در آمده است. (19)

-3حاشيه بر اسفار صدر المتألهين ( ره) .

-4حاشيه بر فصوص الحكم محى الدين بن عربى.

-5حاشيه بر قوانين مرحوم ميرزاى قمى.

بعضى از شاگردان وى نيز تقريرات درس استاد خود را به رشته تحرير در آورده به چاپ رسانده‏اند كه معروفترين آنها عبارت است از:

-1شرح« الدرة الفاخرة، تاليف ملاعبدالرحمان جامى»

دكتر على موسوى بهبهانى، استاد دانشگاه تهران در مقدمه آن چنين نگاشته است:

« شرح و ترجمه كتاب الدرة الفاخره به قلم عمادالملك است ولى به واقع وى بيانات استاد خود يعنى فيلسوف متأخر حوزه علميه قم، مرحوم آقاى ميرزا على اكبر يزدى معروف به « حكيم» را تحرير كرده است... قدر مسلم آن است كه وى از بزرگترين اساتيد فلسفه اسلامى در قرن اخير در حوزه علميه قم بوده است» .

از مطالعه شرح الدرة الفاخرة جامعيت استاد در شعب علوم عقلى يعنى كلام و فلسفه و تصوّف روشن و آشكار مى‏شود.

بديع الملك ميرزا، مقرر و نويسنده در مقدمه آن چنين آورده است:

« ...اين بنده محتاج به فضل ربّه الكريم را موجب اجرى، و در عالم يادگار باشد تا در سنه 1307هجرى موفق شد كه رسالة موسومه به درّة الفاخرة را كه تأليف مولانا المحقق المدقّق العارف الكامل، ملاعبدالرحمان جامى - عليه الرحمة - مى‏باشد و جامع اصول مطالب و عمد مقاصد در اين علم است، در خدمت جناب عمدة الحكماء الالهيين و قدوة الفضلاء المتألهين الوحيد الموحد و الفريد المتفرّد المدرس فى المعقول و المنقول و الفروع و الاصول، آقاى ميرزا على اكبر يزدى - دامت افاداته - استفاده نمود و شرح بر آن رساله مقرّر داشتند، و به ملاحظه صحّت استاد رسانيده و در خاتمه كتاب افاده مختصرى در مسأله وجود از عبدالرحمان جامى قدس سره به نظر رسيد و شرحى بر آن نوشته اضافه نمودند...» (20)

-2عماد الحكمة در شرح « المشاعر» ، تاليف مرحوم صدر المتألهين» .

اين كتاب نيز از تقرير دروس آن حكيم الهى است كه توسط بديع الملك به رشته تحرير در آمده است. وى در مقدمه آن نوشته است: « اين بنده كتاب المشاعر را در خدمت استاد جناب مستطاب عمدة الحكماء و المتألهين و زبدة العلماء المتشرعين، المحقق الكامل و العارف الواصل آقاى آقا ميرزاعلى‏اكبر يزدى المدّرس - دامت افاضاته - استفاده نمودم و بيانات معظم له را جمع و به رشته تحرير در آوردم و به نظر استاد رسانده و آن را كتابى نمود موسوم به عماد الحكمة» .

از اين شرح نيز احاطه علمى و تبحر استاد در مشرب فلسفى ملاصدرا به خوبى استفاده مى‏شود.

كتاب مشاعر با مقدمه به همراه ترجمه عمادالدولة كه تقرير درس مرحوم آقا ميرزا على‏اكبر مدّرس يزدى است به سعى و اهتمام مستشرق ايران دوست، استاد دانشگاه سربن فرانسه، پرفسور هانرى كربن، توسط انجمن ايران و فرانسه به زبان فرانسه به طبع رسيده است.(21)

وى داراى خطى بسيار زيبا و ذوق شعر نيز بوده است. نمونه‏اى از اشعار وى چنين است:

 اى دل افسرده تا كى در قفس مانى خموش

در گلستان اندرآ، چون بلبلان با صد خروش

گر چه سرّ عشق نتوان فاش كردن در جهان

مى‏توان در پرده گفتن رازها با اهل هوش

پخته گردانيد اين دلهاى خام از تاب عشق

كز فروزان آتش او سنگ مى‏آيد به جوش

جام مى لبريز كن از مى كه ناگه بشنوى

 هاتف غيبى كه مى‏گويد گوارايت بنوش

كى به كويش وصل يابى گر نباشد لطف دوست

ليك بشتاب اندر اين ره تا توانى و بكوش

پس به چشم يار بينى اين زمان اغيار را

 وز درون پرده بينى پرده‏دار پرده پوش

گر غريق بحر غيبى اى دريغا غم مخور

 كو رحيم است و كريم است و غفور و عيب پوش

گرمى وحدت « تجلى» نوشى از دست حبيب

تا ابد مدهوش مانى و نمى‏آيى به هوش  (22)

وفات

فيلسوف بزرگ حكيم عاليقدر سرانجام پس از 80سال عمر با بركت و تربيت شاگردانى ارزشمند در اواخر سال 1344ه ق دار فانى را وداع گفت و در مزار شيخان قم در جوار زكريا بن آدم، مدفون گرديد.

اين عبارت روى سنگ قبر ايشان ثبت است:

« هذا مرقد شريف العالم النبيل الفاضل الجليل و الفضيل جامع المعقول و المنقول حاوى الاصول و الفروع وحيد العصر فريد الدهر العالم الربانى و البحر الصمدانى الحكيم الالهى استاد الكل فى الكل اعلم العلماء العالمين و افضل الفقهاء و المجتهدين آية اللّه العظمى آقاى ميرزا على اكبر مدّرس اليزدى طاب ثراه و جعل الجنّة مكانه و مثواه و حشره مع تولّاه بحق محمّد و آله، به تاريخ 1344من الهجرة النبوية»

فرزند ارشد وى آقاى محمود حكيمى يزدى در زمان وفات پدر طفل بود، سپس با كسب معلومات و دانش و آشنايى با زبانهاى انگليسى و فرانسه، و علاقه به علوم اسلامى، درصدد جمع آورى آثار پدر بزرگوارش بر آمد و سرانجام در تاريخ 1376ه ش وفات كرد و در مزار شيخان قم مدفون گرديد.(23)

پى نوشتها:

1- آنگونه كه خواهد آمد، سال وفات وى را 1344ه.ق و سن شريف او را 80سال ذكر نموده‏اند، پس سال تولد وى حدود سال 1264ه.ق خواهد بود. ر.ك: رسائل حكميه ميرزا على اكبر مدرس يزدى، ص .18

2- رسائل حكميه، ص .11توضيح آنكه وى گر چه در ايام طولانى تحصيل براى تمركز بيشتر در به آموزى علوم حتى اجازه گردش در اصفهان به خود نمى‏دهد، لكن پس از آن براى اتمام رسالتش به تهران و قم مسافرت مى‏نمايد و بر كرسى تدريس نشسته، شاگردان زيادى تربيت مى‏كند.

3- تفسير امام خمينى (ره) از سوره حمد و قسمتى از سوره علق، 1 - 5حزب جمهورى اسلامى، ص .97

4- رسائل حكميه، ص 14و 16ماهنامه سيماى اردكان، ش 29ص .3

5- خدمات متقابل اسلام و ايران، شهيد مطهرى، چ 1372دفتر انتشارات اسلامى وابسته به جامعه مدرسين حوزه علميه قم، ص .543 - 542

6- ريحانةالادب، محمد على مدرس تبريزى، ج 4ص 497تاريخ حكما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهين، منوچهر صدوقى، سُها، ص .45

7- خدمات متقابل اسلام و ايران، ص .543

8- همان، ص .546

9- تاريخ حكما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهين، ص 85به نقل از استاد جلال الدين سنا، در مقدمه ديوان طرب، ص .70

10- خدمات متقابل اسلام و ايران، ص .546

11- زنوزى، منتسب به زنوز، از روستاهاى حومه تبريز است در 18كيلومترى شمال مزند مى‏باشد.

12- خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 542 - 541و تاريخ حكما و عرفا، ص .156 - 155

13- همان و ريحانة الادب، محمد على مدرس، ج 2ص .392

14- به كتاب ميرزا ابوالحسن جلوه، حكيم فروتن، غلامرضا گلى زواره از مجموعه ديدار با ابرار رجوع كنيد.

15- ر. ك، خدمات متقابل اسلام و ايران، ص 544و تاريخ حكما و عرفا متأخر بر صدرالمتألهين ص 172 - 159و ريحانةالادب، ج 1ص .420 - 419

16- ر.ك: ريحانة الادب، ج 1ص 449ج 4ص .501

17- ر.ك: آينه دانشوران، ص 211 - 209و ص 718رسائل حكميه، ص .23مجله نور علم، ص 75تا .102

18- آينه دانشوران، ص .718

19- رسائل حكميه، ص .22

20- رسائل حكميه، ص .20

21- ر.ك: رسائل حكميه، مقدمه.

22- تذكره شعراى يزد، از آغاز تا عصر حاضر، عباس فتوحى يزدى، ج 2ص .389

23- ر.ك: مقدمه رسائل حكميه.


 

حضرت معصومه (س) | زيارت | كرامات معصوميه (س) | متون ادبى | ستارگان حرم | تاريخچه ابنيه حرم | آشنايى با شهر قم | توليت آستانه مقدسه | موزه آستانه مقدسه
معرفى دواير آستانه | موقوفات آستانه | نشريات | فيلم | صوت | گنجينه تصوير | بانك كتاب | بر منبر حرم | اخبار | اطلاعات عمومى | گوناگون

info@masoumeh.com