سيد محمد كاظم قزوينى ( 1373 - 1307ش)
پاسدار ارزشها
غلامرضا گُلى زواره
تبار پر بار
فرزندان حضرت امام موسى كاظم (ع)نمونه مجسم و عملى از تعاليم قرآنى و نشانگر ويژگيهاى دودمان امامت بودند. سير زندگى بازماندگان آن فروغ هفتم سرشار از فداكارى و مجاهدت در راه دين و اعتلاى ارزشهاى معنوى بود.
يكى از بهترين دلايل تسلم ناپذيرى آن وجودهاى با بركت در مقابل ستم تلاطم روحى آنان در برخورد با آفات رشد و تعالى جامعه، پراكندگى و گوناگونى محلّ زندگى و اقامت آنان در جهان اسلام است.
تبار دانشور «
قزوينى»
(1) از لحاظ نسب به سالار پرواپيشگان و ستم ستيزان، حضرت امام موسى كاظم (ع)مىرسند و از ميان اين سلسله با شرافت، واعظان انديشمند، مفسّران و فقيهان والامقام، نويسندگان ژرفانديش و شاعران متعهد و دلسوز برخاستهاند كه هر كدام خدمات ارزنده علمى، فرهنگى و تبليغى به جامعه اسلامى نموده و صفحاتى از تاريخ تشيع را با تكاپوى علمى خود مزيّن ساختهاند و با پاسدارى از دژ استوار خاندان وحى و رسالت پرداخته و چون مدافعانى آگاه و فداكار در صيانت از فرهنگ اصيل اهل بيت (ع) لحظهاى مضايقه ننمودهاند.
قافله قزوينى
آل قزوينى كه از تبار تلاش و تحقيق و طايفه جهاد و اجتهاد هستند، غالبا در شهر مقدس كربلا و در جوار بارگاه مطهر سالار شهيدان - حضرت امام حسين - (ع)اقامت داشتهاند، ولى اصل آنان قزوينى است.
اقامت اين خاندان در كربلاى معلّى در قرن دوازدهم هجرى صورت گرفت و شخصيت مشهور آنان سيد محمد باقر موسوى قزوينى ملقب به معلم السلطان است كه نخستين كسى از اين قبيله بود كه به نجف اشرف در سال 1185ه ق مهاجرت كرد. وى پس از سيزده سال اقامت در جوار مضجع مطهر نخستين پيشواى شيعيان به سال 1198ه ق همراه برادرش سيد محمد على(
فرزند سيد عبدالكريم موسوى قزوينى حائرى)
در كربلا رحل اقامت افكند. (2) برخى طايفه مذكور را از نوادگان سيد محمد على موسوى قزوينى دانستهاند.(3)
يكى از شخصيتهاى برجسته اين خاندان سيد ابراهيم، فرزند سيد محمد باقر قزوينى، (
1262 -1204ه ق)
است كه از بزرگ عالمان شيعه در اواسط قرن سيزدهم هجرى مىباشد. وى در اكثر مراتب علمى و حسن تحرير كم نظير و در مكارم اخلاق و احاطه به مسائل فقهى و كلامى وحيد عصر خويش به شمار مىرفت.
نزديك به يك هزار شاگرد داشت ك سيد حسين كوه كمرى، شيخ زين العابدين مازندرانى، حاج سيد اسداللّه حجت الاسلام اصفهانى و صاحب قصص العلماء (
تنكابنى)
از جمله آنان است. معروفترين اثرش، ضوابط الاصول، تقرير دروس استادش، شريف العلماء مازندرانى است. مدفن او در نزديكى بازار حضرت ابوالفضل (ع)از صحن مقدس حسينى واقع شده است. (4)
خاندان قزوينى از طريق مادر به سيد محمد مجاهد (
صاحب رياض المسائل)
نسب مىبرند. در واقع آنان از جانب پدر به امام موسى كاظم (ع)و از سوى مادر به امام مجتبى (ع)منتهى مىگردند. (5)
اين طايفه نقش بسيار مؤثرى در تاريخ علمى، اجتماعى و سياسى ديار مقدّس كربلا داشتهاند و نامورانى از ايشان در طول اعصار و قرون در مقابله با نقشههاى استعمارگران و حيلههاى استكبار جهانى مقاومت ورزيده و مانع بزرگى بر سر راه توطئههاى استبدادى بودهاند و هم اينك نيز افرادى از آنان در زندانهاى رژيم بعث عراق گرفتارند.
پگاه پاگيزگى
سيد محمد ابراهيم قزوينى يكى از فروغهاى فروزان و از سادات اصيل و مشهور به زهد و وارستگى در شهر معطّر كربلا بود. در روز دوازدهم ماه شوال سال 1348ق ( 1307ش)(6)
خداوند به اين دانشور ديندار فرزندى عطا كرد كه با تولدش صفاى بيت شريف اين انسان را دو چندان ساخت.
اين فرزند، محمد كاظم ناميده شد، دوران كودكى اين غنچه نورسته در دامن پر مهر و محبت مادرى خوش طينت سپرى گشت كه خود از پرورش يافتگان مكتب سعادت بخش تشيع بود.
سايه مهر گستر پدرى فاضل و محيطى آكنده از رايحه روان بخش ايمان و معنويت، بذر ايمان و آگاهى در وجود سيد محمد كاظم مىافشانيد. امّا يكى از وقايع اسفانگيز براى خانواده سيد محمد اين بود كه هر چه خداوند فرزندى به آنان عطا مىكرد به دلايل گوناگون و در سن طفوليت رخ در نقاب خاك مىكشيد.
سيد محمد ابراهيم و همسرش گر چه از چنين رخدادهايى به لحاظ پيوستگى عاطفى با فرزاندان ناراحت مىشدند، ولى اين حقيقت را باور داشتند كه بلاها و سختىها، تحفههاى الهى است و حكمتهايى در اين حوادث به ظاهر ناراحت كننده نهفته كه تنها خداوند از نهان آنها آگاه است.
خواست خداوند بر اين تعلق گرفت كه سيد محمد كاظم باقى بماند و از گزند حوادث مصون گشته، منشأ خدمات علمى و تلاشهاى فرهنگى گسترده گردد.
چون سيد محمد ده بهار را پشت سر گذاشت، در وفات مادر مهربان و وارستهاش سوگوار گرديد. گويا مواجه شدن با سختيها و پيدايش آشفتگى در مسير زندگى اين كودك، مىخواست گوهر كمالات او را آشكار نمايد و روح وى را از وابستگى دنيوى جلا دهد. دو سال ديگر در سن دوازده سالگى فراق پدر را متحمل شد. اين دو حادثه موقعيت بسيار سختى را براى نوجوان دوازده ساله پديد آورد. دشوارى وقتى رو به تزايد رفت كه به دليل بدهى زياد پدرش منزل مسكونى آنان نيز به فروش رفت.(7)
گر چه اين سبزه نورسته دوران نوجوانى را سپرى مىكرد، به موجب تربيت صحيح دينى، در لابهلاى ابرهاى متلاطم و تيره بلايا، آفتاب درخشان لطف خداوندى را مشاهده مىكرد و سخن پدرش را فراموش نمىكرد كه «
محنتهاى الهى بيانگر نزديكى فرد به پروردگار است و هر چه خداوند كسى را بيشتر دوست داشته باشد، آثار تعلّقات دنياى فانى را بيشتر از چهرهاش مىزدايد تا تكيه گاه محكمى براى خود برگزيند و به ريسمان استوار الهى چنگ زند.»
چنين آگاهيهايى سبب شد تا نهال نوپاى سيد محمد با توفانهاى حوادث به لرزه در نيايد و در جزر و مدهاى زندگى، آرامش روحى خويش را حفظ كند و خود را براى كسب كمالات و تحصيل دانش دينى مهيا سازد.
تحصيل كمال
سيد محمد كاظم پس از آن كه كشتى طوفان زده دل را به ساحل شكيبايى و آرامش هدايت كرد و با ياد و نام سالار شهيدان حضرت امام حسين (ع)و خواندن اشعارى در رثاى آن حضرت چشمه اشك در كوير غم جارى ساخت، دروس مرحله مقدمات و سطح را در حوزه پر فيض كربلا آموخت. در دوره سطح از فروغ انديشه آيات و عظام و حجج الاسلام سيد ميرزا هادى خراسانى، سيد محمد حسن قزوينى، شيخ محمد خطيب، شيخ جعفر رشتى و سيد محمد صالح قزوينى محظوظ گشت.
سيد ميرزا هادى كه مرجع عاليقدر محسوب مىگشت، در كنار تدريس دوره عالى در حوزه علميه كربلا تدريس كفاية الاصول، رابه طور خصوصى براى برخى از شاگردان برجستهاش داير كرد كه آية اللّه سيد محمد كاظم قزوينى افتخار حضور در اين جمع نورانى را داشت.
قلّههاى فرزانگى
سيد محمد كاظم پس از پايان رسانيدن دوره سطح، در دروس عالى حضرات آيات سيد ميرزا مهدى شيرازى، شيخ يوسف خراسانى و سيد هادى ميلانى شركت نمود.
آية الّه العظمى حاج سيد مهدى حسينى شيرازى علاوه بر رابطه شاگردى و استادى، پيوند عاطفى نزديكى با سيد محمد كاظم داشت. بعدها اين ارتباط به وصلتى مبارك شد. زيرا دختر آية اللّه ميرزا مهدى شيرازى به عقد ازدواج وى در آمد. ثمره اين پيوند پاك پنج فرزند فاضل و برومند شد كه همگى در حوزه علميه و مراكز علوم اسلامى و تبليغات شيعى اشتغال داشته و به تدريس در سطوح عالى مبادرت ورزيدهاند.اسامى ايشان عبارتند از: حاج سيد محمد ابراهيم، حاج سيد محمد على، حاج سيد محمد مصطفى، حاج سيسد محسن و حاج سيد جعفر قزوينى (8)
آية اللّه ميرزا مهدى شيرازى از خاندانى است كه شخصيتى چون آية اللّه سيد حسن شيرازى، احياگر قدرت فتوا، در بين آنان چون خورشيدى فروزان مىدرخشد.(10) بيش از يك قرن است كه در اين قبيله، قله مرجعيت همچنان استمرار يافته است.
برادر همسر آية اللّه قزوينى، شهيد بزرگوار آية اللّه سيد حسين شيرازى، است كه پس از يك ربع قرن مبارزه بى امان بر ضد استبداد و استعمار و تحمل انواع ناملايمات و شكنجههاى جانفرسا در بهار 1359ه ش در بيروت به دست عوامل بعثى به شهادت رسيد. (9)
خطيب نكته پرداز
آية اللّه سيد محمد كاظم قزوينى پس از بهرهمند شدن از محضر اساتيد در دانش فقه، حديث، كلام و تفسير قرآن، مهارتها به دست آورد و موفق گرديد در حوزه علميه كربلاى معلى تفسير قرآن و فقه را به شاگردان خويش بياموزد.
ايشان در خطابه و سخنورى نيز ممتاز بود و ذوق او استعداد ذاتى وى در اين موهبت الهى دخالت موثرى داشت و توانايى او مصداق علّمه البيان بود. (12) و چون در بيانات پر جاذبه و شيرين خويش از صميم قلب سخن مىگفت، بر دلها تأثير مىگذاشت، نرمى و تأثر در قلبها پديد مىآورد، روآنهاو انديشهها را جلا مىداد و شنوندگان را از خواب غفلت بيدار مىكرد. دانش دينى و تسلط بر منابع قرآن و روايى و آگاه بودن بر روح تعليمات اسلامى و شناخت مقتضيات زمان و اوضاع روزگار و مصالح جامعه اسلامى و چگونگى موضعگيرى در مقابل جريانهاى موجود، وعظ و خطابه او را تقويت كرده بود. خصوصيت وى راستگويى و نيّت خالصانهاش بود. او مىكوشيد در تشريح مباحث دينى و معرفى سيره اهل بيت (ع) با استمداد از منابع معتبر و مستند به صورتى صحيح و با پرهيز از نقل قول سست به سخنورى بپردازد و به خطابهها و مواعظ خود غنا بخشد.
آراستن سخن به معانى گوناگون و ايجاد هيجان و حالات عاطفى و احساس در شنوندگان از هنرهاى اين خطيب نكته پرداز است.
در وعظ و ارشاد دينى، غالبا بر قرآن و تعاليم انبيا و اولى (ع) تكيه مىكرد و با كمك گرفتن از تاريخ و حوادث گذشته و نتيجهگيرى جالب شنوندگان را نسبت به امور جارى آگاه و در خصوص آينده خود ارشاد و هدايت مىكرد. محبت ائمه را در دل شيفتگان و كينه دشمنان قرآن و عترت را در قلبها مستحكم مىنمود و معنويتى كه چون رايحهاى معطر از وجود شريفش در فضا پراكنده مىشد، سازندگى سخنان او را افزون مىكرد.
چه گناهكارانى كه بر اثر بيانات اين خطيب ماهر راه توبه پيش گرفته و فطرت آنان بيدار گشت و چه پايمال گنندگان حقوقى كه به اداى حقوق ديگران اهتمام ورزيدند.(11) كم نبودند افرادى كه با گوش فرا دادن به سخنان اين سيد والاگهر نسبت به مبانى تشيع خوش بين شده و از بدگمانى و تهمتهاى نابه جا دست برداشته و بذر محبت به خاندان عترت در قلبهاى آنان كاشته شد.
فضلايى چون، شيخ مرتضى شاهرودى، سيد عبد الحسين قزوينى، شيخ ضياء زبيدى، شيخ عبدالحميد مهاجر و شيخ محمد مجاهد فن خطابه را نزد آية اللّه قزوينى آموختند. آن انسان وارسته به منظور تربيت خطيب و سخنور ماهر براى گروههايى از طلاب حوزه علميه كربلا دوره آموزش عالى خطابه را آغاز كرد.(13)
مؤسسهاى پر ثمر
آية اللّه سيد محمد كاظم قزوينى به منظور شناساندن مذهب تشيع، در سال 1380ه ق، مؤسسهاى با عنوان «
رابطه النشر الاسلامى»
در كربلا تأسيس كرد، بنيان نهادن چنين مركزى در آن زمان و شرايط اختناقآميز كشور عراق نظير نداشت. برنامه اين موسسه ارتباط با كشورهاى اسلامى، مكاتبه با شخصيتهاى سياسى - مذهبى دنياى اسلام و ارسال كتب و نشريات شيعى به صورت رايگان براى افراد و مراكز فرهنگى بود. محور اين تلاش فرستادن كتاب به برخى كشورهاى آفريقايى چون الجزاير و مراكش بود كه هزاران سيد علوى در اين دو كشور زندگى مىكردند، ولى در اثر تبليغات مسموم در ادوار تاريخى و سمپاشى دشمنان شيعه و دورى از مراكز تبليغى، ناآگاهانه نسبت به نخستين امام شيعيان كه جدّ آنان نيز است، اعتقاد نداشتند.(14)
در آغاز، محدوده فعاليت اين تشكيلات منحصر به چند كشور عربى بود ولى بعد از آن، برنامههاى مؤسسه گسترش يافت و كشورهاى ديگر آفريقايى، آسيايى، اروپاى غربى و كشور استراليا را زير پوشش قرار دادند.
ارسال كتاب به نقاط مزبور آثار ژرفى بر تفكرات مردم آن سرزمينها نسبت به تشيع و خاندان عصمت و طهارت گذاشت و صدها نفر را به تشيّع معتقد ساخت.
مؤسسه «
رابطه النشر الاسلامى»
بعدها دو شيعه در بيروت (
مركز حكومت لبنان)
و كويت افتتاح كرد. پس از به قدرت رسيدن حزب پوشالى و منحوس بعث در كشور عراق مزاحمتهايى براى اين تشكيلات آغاز گرديد و دستور داده شد كه به صورت اجبارى مكان مؤسسه تخليه شود و سرانجام چند سال بعد ساختمان جديد و كليه لوازم فرهنگى و كتابهاى آن از سوى رژيم بعثى مصادره و براى گردانندگان آن تضييقاتى فراهم گرديد.
بعد از هجرت آية اللّه قزوينى به كشور كويت فعاليتهاى شيعه مستقر در اين سرزمين گسترش افزونترى يافت و تا چند سالى پس از اقامت ايشان در ايران برنامههاى آن مؤسسه با تحرك شايان توجهى استمرار داشت. طى اين مدت حدود يك ميليون جلد كتاب با موضوعات اسلامى و ديدگاههاى شيعى براى علاقهمندان در حدود سى كشور ارسال گرديد.
كم نيستند تعداد كسانى در كشورهاى عربى، شمال آفريقا و حتى اروپا كه با مطالعه كتب ارسالى نسبت به اهل بيت (ع) علاقه پيدا كرده و دلها را از كينهاى كه نسبت به عترت پيامبر و خصوصا فاطمه زهرا داشتند، خالى كردند. امواج تشيع گرايى كه هم اكنون كشورهاى شمال آفريقا را در بر گرفته هرگز بى تأثير از فعاليتهاى آية اللّه قزوينى نيست.(15)
در حدود سال 1409ه ق ايشان تصميم گرفت مركزى به منظور پژوهشهاى گسترده و عميق پيرامون تاريخ زندگانى اهل بيت (ع) تأسيس كند و سرانجام در ماه ربع الثانى سال 1410ه ق اين مركز با عنوان مؤسسه نشر علوم امام صادق (ع)به همت ايشان بنيان نهاده شد و خود با همكارى عدهاى از دوستان فاضل و پژوهشگران حوزوى به تاليف كتابى در پيرامون امام صادق (ع)مبادرت كردند كه حاصل اين تلاش تدوين «
موسوعة الامام الصادق»
است. ايشان تا واپسين روزهاى حيات دنيوى با حضور در مؤسسه مزبور فعاليتهاى تحقيقاتى مربوط به دايرة المعارف مورد اشاره را انجام مىداد. اين اثر كه تا كنون هشت جلد از آن به چاپ رسيده، نزديك به سى جلد خواهد شد كه شرح زندگانى امام صادق (ع)از جنبههاى گونان، احاديث ايشان، تأليفات شاگردان آن پيشواى پاك شرشت كه املاى خود حضرت است و دهها موضوع ديگر را در بر دارد.(16)
كوشش در مراكش
زمانى بصيرت و آگاهى، ايشان را بر آن داشت تا براى رسانيدن پيام رهايى بخش تشيع به گوش جهانيان بار سفر بسته، مهاجرت كند و در كشورهاى ديگر پايگاهى براى مبارزه اعتقادى تشكيل دهد و كينهها را از دلها نسبت به خاندان پيامبر كاسته، بذرهاى عطوفت در دلها بكارد.
هدف از اين سفرها رساندن پيام دو حقيقت جدانشدنى از يكديگر يعنى قرآن و عترت، به گوشهاى شنوا بود.
در مراكش نيز اكثر مردم سنى مذهب هستند.(17) متأسفانه گروهى سادات علوى زندگى مىكنند كه به تشيّع به ديده نفرت مىنگرند. در اين كشور اسلامى به استناد خبرى جعلى مبنى بر اينكه كشتى حضرت نوح در روز عاشورا بر ساحل نشست و توبه حضرت آدم در چنين روزى پذيرفته شد، به جاى مراسم سوگوارى براى حضرت ابا عبداللّه الحسين (ع)برنامههاى جشن و سرور بر پا مىگرديد و صدها مجلس ازدواج به راه انداخته و شيرينى پخش مىكردند و در واقع اين روز خونين عيد رسمى و زمان شادى آنان گشته بود.
آية اللّه قزوينى چون از بر پايى چنين رسوم ناگوار آگاه شد، به منظور تحقيق و چاره جويى راهى مراكش گرديد و ضمن ديدار با دانشمندان علوم دينى، سردبيران و صاحبان امتياز نشريات و متفكران و اهالى شهرهاى گوناگون با مطرح كردن اين مسأله خواستار ريشه كنى اين سنت مذموم شد، و سرانجام پس از چهار ماه تلاشهاى علمى و تبليغات اصولى و تاليف و انتشار كتابى درباره حضرت ابا عبداللّه الحسين (ع)مجالس جشن و سرور در عاشوراى حسينى تبديل به مجلس عزا و ماتم گرديد و سنت پوسيدهاى كه امويان مؤسس آن بودند ريشه كن شد.(18) بعلاوه چندين كتابخانه با كتب شيعى تأسيس شد تا اهل سنت به منابع دسترس داشته باشند. همچنين در اين سفر گروهى به مذهب تشيّع مشرّف شدند. تمامى اين فعاليتها با امكانات شخصى آية اللّه قزوينى صورت مىگرفت و ايشان اظهار مىداشت اگر بودجه كافى و تجهيزات لازم در اختيار داشتم چنان در مراكش فعاليت مىكردم كه فرياد فرحزا و ملكوتى «
اشهد ان عليّا ولى اللّه»
در اذان از راديو مراكش پخش شود.
اين سفر به قدرى مردم آن سامان را شيفته بيانات شيوا و اخلاق پرجاذبهاش كرده بود كه با وجود اكثريت سنى، آنان اجازه نمىدادند آية اللّه قزوينى به وطن مألوف باز گردد و اصرار داشتند براى هميشه در آنجا بماند.(19)
مسافرت به استراليا
حدود سال 1396ه ق گروهى از شيعيان استراليا نامه مبسوطى خطاب به آية اللّه قزوينى نوشتند كه در آن آمده بود: وضع شيعيان استراليا بسيار اسفانگيز است و تشكيلاتى جز دو انجمن ضعيف در آنجا وجود ندارد. از مسجد و حسينيه خبرى نيست و در گذشتگان شيعه يا سوزانيده مىشوند يا بر طبق سنتا مسيحيان در گورستان مسيحىها دفن مىگردند و آنان در برابر امواج كفر و تفكرات ضد مذهبى بى دفاعند.
آية اللّه قزوينى در سال 1398از آن كشور ديدار كرد و در شهر «
سيدنى»
،(
مركز شيعيان)
براى آموزش علوم اسلامى مدرسه، مسجد و يك باب غسالخانه تاسيس كرد و در شهر كانبرا (
مركز حكومت استراليا)
تشكيلاتى تحت عنوان «
الجمعية الاسلامية الجعفرية»
براى تشكل شيعيان و انسجام بخشيدن به فعاليتهاى تبليغى آنان تأسيس كرد.
همچنين طى بيش از يك ماه سخنرانى براى طبقات مختلف و گفتگو با آنان حجاب را كه تقريبا در ميان زنان شيعه مفهومى نداشت، رواج داد و بسيارى از جوانان كه در رفتار و اعمال خويش ارزشهاى دينى و باورهاى مذهبى را ترك كرده بودند به مذهب خويش باز گشته، انجام شعائر دينى و برنامههاى مذهبى را مشى خويش قرار دادند.(20)
آية اللّه قزوينى براى پيگيرى برنامههاى شيعيان استراليا و تبليغ و ارشاد در اين منطقه چهار مرتبه به كشور مزبور مسافرت نمود.(21)
همچنين ايشان از كشورهاى مصر، اندونزى، تايلند، ژاپن، پاكستان و هند ديدار داشته و هر كدام از اين سفرها بركات و آثار مفيدى به دنبال داشته است.
دانشمند پر تلاش
عالم ربانى و خطيب توانا آية اللّه قزوينى عمر پر بركت خود را در راه احياى فرهنگ اهل بيت عصمت و طهارت (ع) صرف نمود.
ذكراللّه احمدى كه كتاب «
الاسلام و التعاليم التربويه»
آية اللّه قزوينى را به زبان فارسى برگردانيده، در معرفى ايشان مىنويسد:
«
زهد و تقوا و ملكات نفسانى ايشان زبانزد مردم كربلاست. مردى متين و با استقامت و هدف دار است. درد دين دارد و از مفاسد اجتماع و ضعف مسلمانان رنج مىبرد...»
(22)
وى چون احساس كرد دشمنان اسلام دست به تبليغات مسموم زده و كتابهاى منحرف كنندهاى كه با ايمان و عقيده مردم نسبت به مبدأ و معاد سازش ندارد، در دسترس مردم قرار دادهاند كوشيد تا مناسب شرايط و مقتضيات جامعه و خصوصا جوانان، مطالبى در مباحث گوناگون اسلامى به رشته تحرير در آورد و با اسلحه قلم اين تهاجم فرهنگى و يورش مخرّب انديشهها را خنثى كند. در آثار وى بخوبى پژوهشهاى عميق، نكات علمى و مضامين استوار و برخواسته از قرآن و عترت ديده مىشود. تلاش وى بر اين واقعيت بنياد نهاده شده كه قوانين و احكام اسلام به عبادات منحصر نمىشود و تعليمات اسلامى و دستورهاى پيامبر و خاندانش تمام جوانب زندگى فرد و اجتماع را در بر مىگيرد.
در كتاب «
اسلام و تعليمات تربيتى»
انديشههاى روانشناسى و نكات تربيتى جالبى ديده مىشود كه با قلمى روان و سبكى جذاب به نگارش در آمده است.
«
... وضع روحى و اخلاقى و كيفيت رفتار و گفتار مردم هر عصرى محصول بذرهاى تربيتى است كه در ايام كودكى در مغز آنان افشانده شده است، خوبى و بدى، پاكى و پاكيزگى، قوت و ضعف ملت فردا را بايد در روش تربيتى كودكان امروز جستجو كرد... اولين شرط تربيت صحيح و پرورش شخصيت و استقلال كودك آن است كه پدران و مادران فرزندان خود را بشناسند و ارزش حقيقى آنها را از نظر دور ندارند...»
(23)
مبارزات مستمر
آية اللّه قزوينى به موازات پژوهشهاى كلامى و اعتقادى و پاسبانى از حريم ولايت و نيز تبليغ، از راه تحقيق و تأليف و آگاه ساختن مسلمانان برخى كشورها براى ستيز با استبداد حاكم بر عراق مبارزات گستردهاى را آغاز كرد زيرا به عقيده وى رژيم حاكم از دير باز سعى در محو هويت مذهبى شهرهاى مقدس عراق از جمله كربلا داشت و براى رسيدن به اين مقصد شوم از ترفندهاى گوناگون استفاده مىكرد.
آن دانشمند دلسوز از طريق سخنرانىهاى افشاگرانه رژيم حاكم بر عراق را افشا مىنمود و طى بياناتى مردم را از تلاشهاى مذبوحانه آنان آگاه مىساخت. نظر به تأثير عميق سخنان وى در روحيه مردم، دستگاه حكومتى معمولا عكس العملهاى شديدى از خود بروز مىداد و يك بار در حال سخنرانى بر فراز منبر، او را دستگير نمودند.
از شعبان سال 1391ه ق رهبرى مذهبى شهر مقدس كربلا به وى رسيد و رژيم بعثى آن را امرى ناخوشايند تلقى مىكرد، زيرا سابقه مبارزاتى ايشان را مىدانستند.
مدتى بعد نيروهاى امنيتى نامبرده را دستگير كردند و به زندان الشعبة الخامسة واقع در بغداد منتقل كردند و ايشان را به مدت 114روز تحت شكنجههاى وحشيانه قرار دادند.
از آنجا كه فعاليتهاى سياسى - اجتماعى ايشان و ديگر علماى كربلا مانع بسيار بزرگى بر سر راه نقشههاى پليد رژيم سفّاك عراق در اين شهر بود، در سال 1393ه ق تنى چند از شخصيتهاى مذهبى كربلا را دستگير كردند امّا وقتى به منزل آية اللّه قزوينى آمدند تا وى را به زندان ببرند، ايشان از دسترس آنان دور شده و فرصت چنين حركتى را از عوامل رژيم گرفته بود.مدت هيجده ماه مأموران در تلاش بودند كه آية اللّه قزوينى را دستگير كنند و نيز براى مدت نسبتا طولانى منزل ايشان در محاصره شديد بود و تمامى رفت و آمدها به شدّت كنترل مىشد.
پس از هيجده ماه، به دليل شرايط سخت و محدوديتهايى كه براى ايشان و خانوادهاش ايجاد كرده بودند، در ماه شعبان سال 1394ه ق به همراه اهل خانه به طور شگفت انگيزى عراق را ترك گفته، وارد كشور كويت گرديدند.
چند سال پس از آن، رژيم بعثى دستور مصادره اموال ايشان را صادر كرد و ضمن تصاحب منزل مسكونى و كليه لوازم آن، تمامى كتب چاپى و مخلوط متعلق به كتابخانه غنى ايشان را نابود ساختند.
در اين كتابخانه آثار خطى منحصر به فردى نظير مجلدات سوم تا آخر كتاب كم نظير «
الامامة الكبرى و الخلاقة العظمى»
تأليف آية اللّه سيد محمد حسن قزوينى قدس سره نگاهدارى مىشد و به همين دليل آية اللّه قزوينى تا واپسين روزهاى حيات از نابود شدن تأليفات خطى و ساير مخطوطات ارزنده موجود در كتابخانه خويش به شدّت اظهار ناراحتى مىكرد و بر اين حادثه ناگوار تأسف مىخورد.
آرى او به موجب حقگويى و ايستادگى در برابر خودكامگيها بارها طعم تلخ زندان، تبعيد و شكنجه را چشيد و تا مرز شهادت پيش رفت و آخرين بار از سوى رژيم عراق به اعدام محكوم گرديد و پس از ماهها زندگى مخفى به يارى خداوند از عراق خارج شد و از آنجا به كويت و سپس به لبنان و ايران آمد.(24) ايشان در سال 1393ق به كويت وارد شد و مدت هفت سال به خدمات تبليغى و فعاليتهاى تحقيقى مبادرت ورزيد.(25)
اوراق ارادت
خطيب شهيد و مجاهد بصير آية اللّه سيد محمد كاظم قزوينى (
ره)
علاوه بر فداكارى در راه احياى ميراث تشيع و صيانت از فرهنگ قرآن و عترت از راه زبان و نطق در راه ترويج ارزشهاى مذهبى و امر به معروف و نهى از منكر آثار قلمى شيوا و شيرينى از خود به يادگار نهاد. در ذيل معرفى آنها از نظر علاقهمندان مىگذرد:
-1سيرة الرسول الاعظم .(ص)بخشى از اين كتاب كه زندگانى حضرت رسول اكرم (ص)در دوران قبل از بعثت را در بر مىگيرد، از سوى هيأت قرآن كريم كربلاى معلّى به زيور طبع آراسته شد بقيه كتاب در ماجراى مصيبت بار حمله به منزل مؤلف در شهر كربلا از بين رفت.
-2الامام على (ع)من المهد الى اللحد؛ اصل اين كتاب سى سخنرانى در تاريخ زندگانى اميرالمؤمنين (ع)است كه در شهر كربلا در ماه رمضان ايراد شده در نوار ضبط گرديد و بنا به تقاضاى مسلمانان علاقهمند، خصوصا مراكشىها، به صورت كتاب در آمد. كتاب تحت عنوان «
على (ع)از ولادت تا شهادت»
به قلم على كاظمى به فارسى برگردانيده شد در رمضان سال 1397ه ق در قم به چاپ رسيده است.
-3فاطمة الزهراء (س) من المهد الى اللّحد؛ در سال 1329ه ق نيروهاى امنيتى بعث عراق، آية اللّه قزوينى را دستيگير كرده، در جايى - حوالى بغداد - برده، قصد تيرباران آن سيد والا تبار را داشتهاند. ايشان از آن خفاشان شب پرست خواستهاند تا فرصت تحرير وصيّتنامهاى را به وى بدهند ولى مورد قبول واقع نمىشود. آنگاه نذر كردند كه اگر خداوند ايشان را نجات دهد، كتابى پيرامون حضرت فاطمه زهرا(س)
بنويسند. بعد از اين نذر تيرباران صورت نگرفت و ايشان به زندان «الشعبة الخامسة»
در بغداد برده شدند و بعد از چهار ماه آزاد گرديدند. وى در مقدمه كتاب به همين امر اشاره كرده است.
كتاب حاضر در ايران از سوى دو نفر ترجمه و چاپ شده است. دكتر حسين فريدونى در سال 1362ه ش و حجة الاسلام والمسلمين على كرمى به سال . 1375
-4 الامام الحسين (ع)من المهد الى اللحد؛ اين كتاب به صورت مخطوط است و بخشهايى از آن مفقود گرديده است.
-5فاجعة الطف او مقتل الحسين .(ع)اين مقتل مختصر اما پر محتوا را آية اللّه قزوينى در روز عاشوراى سال 1384ه ش در كربلا و در جوار مرقد مقدس پيشواى شهيدان حضرت امام حسين (ع)در جامع حسينى براى هزاران شيفته آن حضرت با شور و اخلاص خوانده و پس از تنقيح و اصلاح بدين صورت در آمده و به طور مكرّر چاپ شده است. كتاب حاضر با ترجمه فارسى «
عاشورا غمبارترين روز تاريخ»
و ملحقات كرمى در قم به سال 1374ه ش توسط نشر مرتضى به زيور طبع آراسته گرديد.
-6زينب الكبرى (س)
من المهد الى اللحد؛
-7موسوعة الامام الصادق (حدود سى جلد)
؛
-8الام الجواد (ع)من المهد الى اللحد؛
-9الام الهادى (ع)من المهد الى اللحد؛
-10الامام العسكرى (ع)من المهد الى اللحد؛
-11الامام المهدى (عج) من المهد الى الظهور؛(26)
-12شرح نهج البلاغه؛ سه جلد اول آن به چاپ رسيده و بقيه طى مصادره منزل آن سيد دانشمند نابود شده است.
-13الاسلام الصحيح يتجلّى فى مذهب اهل البيت؛ اين اثر در مورد اثبات خلافت بلا فصل حضرت على (ع)و حقانيت مذهب تشيع به نگارش در آمده است. تنها نسخه خطى در ماجراى تصاحب اموال آن فرزانه وارسته از بين رفت.
-14الاسلام و تعاليم التربوية؛ كه به زبان فارسى از سوى ذكراللّه احمدى به فارسى ترجمه شده و توسط انتشارات قرآن در قم چاپ شده است.
-15الفقه الواضح؛ حاوى شرح استدلالى بر «شرائع الاسلام»
است كه در هنگام مصادره منزل مسكونى ايشان تنها نسخه خطى آن از بين رفته است.
-16روابط زناشويى يا ازدواج در اسلام؛ ترجمه ذكراللّه احمدى و نشر بيان قم.
به سوى سراى جاويد
در اواخر سال 1412ه ق آية اللّه سيد محمد كاظم قزوينى احساس مىكند كه قسمتهايى از بدنش بى حس شده و متعاقب آن در نطق و سخن گفتن دچار اشكال مىگردد. زبان سنگين مىشود و پس از چندى تحريك ارادى اين حس به طور كامل از بين مىرود و از اين زمان اشكالاتى در تغذيه ايشان پديد مىآيد.
پزشكان ايرانى و اطباى خارجى از شناخت اين بيمارى عاجز مىمانند و داروهايى كه در استراليا براى وى تجويز مىشود، تأثير چندان محسوسى در بهبود ايشان نمىكند. با پيشرفت افزونتر بيمارى در بلعيدن غذا دچار اشكال جدى و دست راست نيمه فلج و قدرت تكلم دشوار مىگردد، و بعد از گذشت هيجده ماه وى براى معالجه به كويت و آلمان سفر كرده، تحت درمان قرار مىگيرد. در آلمان با بافت بردارى از ماهيچه پاى راست، وجود ايرادى در شبكه اعصاب محرك و خشك شدن يك گروه شيكهاى از آن مشخص مىشود. سيستم اعصاب محرك محيطى ايراد جدى داشت و دو رگ مهم در منطقه ميانى مغز مسدود شده بود.
به رغم تلاش پزشكان و مصرف داروهايى كه براى وى تجويز گرديده بود، بيمارى وى رو به بهبودى نمىرفت تا آنكه بعد از ظهر روز يكشنبه 26جمادى الاول سال 1415حالشان وخيم مىگردد و وى از درد شديد و تنگى نفس رنج مىبرد و در آن شب هر يك از نمازهاى مغرب و عشا را با يك تسبيح به جاى مىآورد و به دليل شرايط بحرانى ايشان را به بيمارستانى در تهران مىبرند و با بهبودى نسبى به قم باز مىگردد ولى ديگر بار در 9جمادى الثانى 1415در بيمارستان آية اللّه گلپايگانى تحت مراقبتهاى ويژه قرار مىگيرد، سرانجام پس از 90ساعت بيهوشى در ساعت 1/30بعد از ظهر پنجشنبه 13جمادى الثانى 1373( 1415ه ش)
قلب اين انسان شيفته اهل بيت از تپش باز مىايستد و زندگى جاودانه را آغاز مىكند.
بعد از مراسم تغسيل، تكفين و تشيع با شكوه و عبور دادن جنازه از صحن حضرت معصومه (س)
و اقامه نماز ميت از سوى حجة الاسلام والمسلمين حاج سيد محمد ابراهيم قزوينى، پيكر آن انسان پاك نهاد در مقبرهاى داخل حسينيه كربلايىها در مكانى واقع در زير منبر به خاك سپرده مىشود.(27)
پى نوشتها:
1- البته آل رفيعى كه از ذريه ميرزا محمد زمان طالقانى قزوينى هستند و آيةاللّه سيد ابوالحسن رفيعى قزوينى بدانها منسوب است در تيره سادات قزوينى موسوى قرار نمىگيرند.(نك: منظومه معرفت از نگارنده: ص .56)
2- تراث كربلا، سلمان هادى الطعمة، ص .149
3- نك: دائرةالمعارف تشيع، ج 1ص .205
4- ريحانةالادب، مدرس تبريزى، ج 3ص 377 - 376قصص العلماء، تنكابنى، ص 3هدايةالاحباب، محدث قمى، ص .176اعيان الشيعه، ج 5ص .397
5- هدى الملة انّ فدك نحلّة، آيةاللّه سيد محمد حسن قزوينى، مقدمه( تحت عنوان چهرهاى از مؤلف.)
6- گنجينه دانشمندان، محمد شريف رازى، ج 9ص 276و نيز تراث كربلا، ص .150
7- جزوه صفحاتى از زندگى آيةاللّه سيد محمد كاظم قزوينى، ص .8
8- گنجينه دانشمندان، ج 9ص .277
9- نك: ميرزاى شيرازى احياگر قدرت فتوا، سيد محمود مدنى.
10- درباره وى بنگريد به كتاب آيةاللّه سيد حسن شيرازى شهيدانقلاب اسلامى عراق، على كاظمى.
11- سورة الرحمن، آيه .3
12- با استفاده از مقدمه على كرمى بر كتاب فاطمه(س) از ولادت تا شهادت به قلم آيةاللّه سيدمحمدكاظم قزوينى.
13- صفحاتى...، ص .10
14- اسلام و تعليمات تربيتى، سيد محمدكاظم قزوينى، مقدمه مترجم (ذكر اللّه احمدى)
، ص .13 - 12
15- صفحاتى از زندگى، ص .13
16- ر.ك: مقدمه كتاب فاطمه زهرا(س)
از ولادت تا شهادت، ترجمه دكتر على كرمى، ص .26
17- سرزمين اسلام، از نگارنده، ص .367
18- مقدمه دكتر حسين فريدونى بر كتاب فاطمه زهرا(س)
، قزوينى، ص .15
19- از مقدمه ذكراللّه احمدى بر كتاب اسلام و تعليمات تربيتى، سيد محمد كاظمى قزوينى، ص .11 - 10
20- صفحاتى ز...، ص .16 - 16
21- گنجينه دانشمندان، همان مجلد، همان صفحه.
22- اسلام و تعليمات تربيتى، مقدمه مترجم، ص 10 - 9ضمنا اين مقدمه در هنگام حيات آيةاللّه قزوينى نوشته شده است.
23- اسلام و تعليمات تربيتى، ص 41و .43
24- عاشورا غمبارترين روز تاريخ، مقدمه دكتر على رضا كرمى، ص 45اسلام و تعليمات تربيتى، مقدمه مترجم، ص .10مقدمه دكتر فريدونى بر كاب فاطمه(س)
از ولادت تا شهادت مرحوم قزوينى، ص 15صفحاتى از زندگى آيةاللّه قزوينى، ص .26 - 24
25- اسلام و تعليمات تربيتى، ص 41و .43
26- چهار كتاب اخير به دستور حضرت امام رضا (ع)و طى رؤيايى راستين تأليف شده است، ايشان در شب جمعه برابر 17ربيع 1402ه.ق فردى را در عالم رؤيا ديدند كه به ايشان گفت امام رضا (ع)مىفرمايند، چهار امام بعد از مرا هم بنويس، مرحوم قزوينى ماجراى اين رؤيا را در مقدمه كتاب امام جواد از ولادت تا شهادت آورده است.
27- صفحاتى از زندگى، ص 29 - 28و نيز اطلاعيههاى بازماندگان آن فقيد سعيد.
|
حضرت معصومه (س) |
زيارت |
كرامات معصوميه (س) |
متون ادبى |
ستارگان حرم |
تاريخچه ابنيه حرم |
آشنايى با شهر قم |
توليت آستانه مقدسه |
موزه آستانه مقدسه
معرفى دواير آستانه |
موقوفات آستانه |
نشريات |
فيلم |
صوت |
گنجينه تصوير |
بانك كتاب |
بر منبر حرم |
اخبار |
اطلاعات عمومى |
گوناگون
info@masoumeh.com
|