صفحه اصلى [ستارگان حرم]
 

عبدالعزيز بن مهتدى قمى

امين روايت

سيد جعفر ربانى


معرفى راويان علاوه بر اين كه زوايايى از زندگى ائمه(ع) را واضح مى‏سازد، تلاش آن پروانه‏هاى عاشق را در راه نشر معارف شيعى، و جهت اصلى خط سرح تشيع آشكار مى‏نمايد.

اين بار به معرفى يكى ديگر از آن شاگردان مكتب وحى و رهپويان راه حقيقت مى‏پردازيم كه او نيز مانند بسيارى، اشعرى تبار و اهل سرزمين فقه و اجتهاد، قم بوده است.

وى « عبدالعزيز بن مهتدى» اشعرى قمى است كه علاوه بر مقرّب بودن در پيشگاه امامان معصوم (ع) از راويان نيز به شمار مى‏آيد.

زمان حيات

روش رجال نويسان كه متخصصان در شناخت راوى بوده‏اند بر ذكر تاريخ زندى راويان نبوده است ( به جز مواردى اندك) .

ولى از آنجا كه آنان، اصحاب هر يك از ائمه(ع) را مشخص نموده‏اند زمان زندگى نقل كنندگان حديث تا حدّى معلوم گردد. عبدالعزيز بن مهتدى نيز مشمول همين قانون است. زمان زندگى وى براى ما معلوم نيست ولى دانشمندان رجال او را از اصحاب امام رضا (ع)دانسته‏اند. بنابر اين او بين نيمه آخر قرن دوم و نيمه اول از قرن سوم مى‏زيسته است.

صحابى انوار

بيشتر دانشوران، وى را فقط از اصحاب امام رضا (ع)دانسته‏اند ولى احتمال اينكه از اصحاب امام كاظم (ع)به حساب آيد نيز وجود دارد چه اين كه خود نقل ميكند: از « ابالحسن (ع)سوال كردم: آيا در پنبه و زعفران زكات وجود دارد؟ حضرت فرمود: نه.(1)

معمولا مقصود از ابالحسن، امام كاظم (ع)است.

و امّا در مورد امام جواد (ع)احتمال اينكه او از اصحاب آن حضرت باشد بسيار قوى است چرا كه وى نامه‏اى خدمت آن حضرت نوشته و در مورد وجوهات شرعى و اموالى كه در اختيار داشته توضيح خواسته است.(2)

اينكه شيخ طوسى هم او را جزء اصحاب ( راويان) امام رضا (ع)دانسته(3) و هم جزء كسانى كه از ائمه(ع) روايت نكرده‏اند(4)، جاى بسى تعجب است.

در نگاه قدسيان

تاريخ و احاديث، نشانگر آن است كه عبدالعزيز بن مهتدى مورد توجه و عنايت امام على بن موسى الرضا (ع)و امام جواد (ع)بوده است.

اما در مورد امام هشتم (ع)دو مطلب شاهد گفتار ماست:

-1وكالت

دوران امام هشتم (ع)و بعد از آن به دليل برخوردارى از حساسيت‏هاى زياد، تشكلى منظم تحت عنوان « وكالت» را ايجاد مى‏كرد. اين حساسيت‏ها عبارت بودند از:

سرعت فزاينده فعاليت‏هاى علمى، پيدايش گروههاى فلسفى و كلامى كنترل شديد و جو خفقان از سوى عباسيان، پيدايش بعضى از افكار انحرافى به نام شيعه مانند تصوّف و غلو، لزوم تغذيه فكرى و تأمين مسائل اقتصادى شيعيان.

وكلا، نمايندگان ائمه (ع) بودند كه ضمن دريافت حقوق شرعى مربوط به مقام امامت ( معصوم) وظايف سنگين فرهنگى را نيز بر عهده داشتند و خود از موقعيت سياسى خاص برخوردار بودند.(5)

افتخار وكالت على بن موسى (ع)شامل عبدالعزيز بن مهتدى نيز گرديد و او به دليل لياقت‏هاى خاص به اين مقام نائل آمد(6). گر چه حدود اختيارات و اينكه در كدام ناحيه وكالت آن حضرت بر عهده وى بوده معلوم نيست.

آرى، ملاك گزينش، در فرهنگ امام معصوم و اولياى خدا همانا ارزشهاى والاى انسانى و الهى است و عبدالعزيز به همين جهت به اين جايگاه بلند دست يافت و مورد انتخاب امامانش قرار گرفت.

-2صحابى خاص

اصحاب ائمه(ع) در يك رتبه قرار نداشتند. برخى از آنان از شاگردان ضعيف محسوب مى‏شدند و تعدادى در حد متوسط و جمعى از ياران خاص به شمار مى‏آمدند. در نتيجه، امامان معصوم(ع) نيز به گونه‏هاى متفاوت با آنان برخورد مى‏كردند و براى هر كس با توجه به مرتبه علمى و منزلتى كه در تقوا و عرفان الهى داشت جايگاه ويژه‏اى در نظر مى‏گرفتند. از اين روى از ياران ائمه(ع) عنوان « صحابى خاص» اطلاق شده است.

عبدالعزيز مهتدى نيز از زمره اصحاب خاص امام هشتم (ع)به شمار مى‏رود.

فضل بن شاذان بزرگ فقيه و راوى شيعه در اين مورد مى‏گويد: عبدالعزيز بن مهتدى از اصحاب خاص امام، على بن موسى الرضا (ع)بود.(7)

اين، در شرايطى است كه بعضى از شيعيان آشنا به مقام اهل بيت(ع) به مجرد اينكه نامشان در شمار شيعيان باشد بسيار خرسند بودند. نمونه آن، مرزبان بن عمران قمى است كه به امام هشتم (ع)عرض مى‏كند: سؤالى دارم كه پاسخ آن براى من بسيار اهميت دارد آيا نام من در شمار شيعيان شما قرار دارد؟ حضرت فرمود: آرى.(8).

با وجود اين ديدگاه، صحابى خاص امام معصوم بودن از جايگاه بلند برخوردار بوده و نشانه اوج كمال و معرفت الهى است. و اما نظر امام جواد (ع)در مورد عبدالعزيز بن مهتدى از نامه‏اى كه آن حضرت در پاسخ وى نوشتند معلوم مى‏شود:

« نامه تو به دستم رسيد خداوند گناهان تو را بخشيد و ما و تو را مورد رحمت خودش قرار دهد و همان گونه كه من از تو راضى هستم او نيز از تو راضى باشد.(9)»

اين جملات، بيانگر احترام خاص امام (ع)نسبت به وى و حاكى از تقوا و عدالت و مقام قدسى اوست علاوه بر اينكه مى‏تواند دلالت كننده بر تدبير و سياست او در جهت پيشبرد اهداف آن حضرت تلقى گردد.

ويژگى‏ها

فرزند مهتدى، خصوصياتى را در روح و روان خويش جاى داد كه هر كدام آنها براى پيروان اهل بيت(ع) قابل توجه و عنايت است.

الف) تسليم امام(ع)

او با اينكه وكالت هشتمين اختر آسمان امامت و ولايت را بر عهده داشت اما بعد از شهادت آن بزرگوار، نامه‏اى به امام جواد (ع)نوشت و در مورد صرف اموال و بيت المالى كه در اختيار داشت راهنمايى خواست.(10)

اين در حالى بود كه بعضى از وكلاى امام كاظم (ع)به سبب اموالى كه در اختيار داشتند امامت حضرت رضا (ع)را انكار كردند و مدعى شدند موسى بن جعفر (ع)براى هميشه زنده هستند. اين انكار بدان جهت بود كه بيت المال را به امام هشتم تحويل نداده خود مصرف كنند.

اينان، بنيانگذران واقفيه بودند كه علاقه به دنيا آنها را از مسير حق منحرف كرد. آنها عبارت بودند از: على بن حمزه بطائنى، زياد بن مروان قندى و عثمان بن عيسى رواسى.(11)

ب) صراط مستقيم:

ابن مهتدى، هدايت يافته بود و بعد از شهادت امام كاظم (ع)هيچ گونه ترديدى در امامت حضرت رضا (ع)نكرده بر صراط مستقيم پا بر جاى ماند. در حالى كه عده‏اى از شيعيان( و بعضى بلندمرتبه) به علت تبليغات واقفيه حداقل براى مدتى در امامت آن حضرت دچار شك و تحير گرديدند. از اين روست كه نمى‏بينيم كسى از دانشمندان رجال و تاريخ وى را جزء واقفيان به شمار آورد.

ج) احتياط در دين:

دين، امرى حساس و بس خطير است پس در فراگيرى معارف آن اعتماد به هر كسى نمى‏توان كرد.

عبدالعزيز با يكى از اصحاب بزرگ امام رضا (ع)و امام جواد (ع)به نام « يونس بن عبدالرحمان» ارتباط داشت. جلالت و مقام يونس بر همگان آشكار بود ولى فرزند مهتدى با اين همه، جانب احتياط را از دست نداده نامه‏اى خدمت امام رضا (ع)نوشت و سؤال كرد: من همه اوقات نمى‏توانم خدمت شما برسم. آيا يونس بن عبدالرحمان موثق( مورد اطمينان) است تا از او مطلب دينم را سؤال كنم؟ حضرت فرمود: آرى.(12)

د) تواضع:

مطلب ديگرى كه از حديث ذكر شده به دست مى‏آيد اينكه عبدالعزيز بن مهتدى با اينكه از اصحاب خاص و وكيل امام رضا (ع)و داراى موقعيت و مقام سياسى و اجتماعى بود امّا براى كسى معارف دينى سراغ يونس بن عبدالرحمان را گرفت و در مورد آنچه نمى‏دانست به اهل دانش مراجعه كرد. اين نيز درسى براى طالبان حقيقت و شيفتگان علم مى‏باشد.

مهر ياران

ابن مهتدى در پيشگاه دانشمندان شيعه جايگاهى خاص داشته و همه او را امين در نقل حديث، بزرگوار و علاقه‏مند به اهل بيت(ع) مى‏دانند شاهد گفتار ما اين است كه همه نقد كنندگان حديثى و رجالى و اصولى روايت او را در مورد يونس بن عبدالرحمان نقل كرده‏اند و به آن در موارد مختلف استدلال كرده‏اند و حديث را به سبب وجود عبدالعزيز در سند مخدوش ندانسته‏اند. اين، حاكى از مقبول بودن او نزد همگان است.

علاوه بر اين، دانشوران مذكور به تصريح در جلالت وى سخن گفته‏اند:

فضل بن شاذان عالم و راوى بزرگ كه داراى يكصد و شصت كتاب بوده در مورد او مى‏گويد: عبدالعزيز بن مهتدى بهترين اهل قم است. من هيچ قمى را به مانند وى نديده‏ام او وكيل حضرت رضا (ع)و از اصحاب خاص آن بزرگوار بود.(13)

اين سخن فضل بن شاذان داراى اهميت زياد است چه اينكه او خود داراى عظمت بسيار و با عده بيشمارى از راويان آشنا بوده است.

رجالى سترگ، نجاشى مى‏گويد: عبدالعزيز بن مهتدى اشعرى مورد اعتماد است و از امام رضا (ع)روايت كرده است.(14)

شيخ طوسى كه صاحب دو كتاب از كتابهاى چهارگانه معتبر شيعه است او را مورد اطمينان دانسته طريق خود را به كتاب وى ذكر مى‏كند.(15) سيد بن طاوس نيز او را توثيق كرده سخن فضل بن شاذان را در مورد وى يادآور مى‏شود.(16)

علامه حلى، عبدالعزيز را در بخش اول كتاب خود( كسانى را كه مورد اعتماد مى‏داند) قرار داده و از او تمجيد كرده است.(17)

دودمان

نجاشى تبار وى را بدين گونه ياد مى‏كند: عبدالعزيز بن مهتدى بن محمد بن عبدالعزيز (18). هيچ يك از پدران وى را جزء راويان و علماى قم نيافتيم گر چه بدون شك همه آنها شيفتگان و علاقه‏مندان به اهل بيت (ع) بوده‏اند.

تنها كسانى را كه از بستگان او جزء راويان مى‏توان به شمار آورد، دو تن از نوه‏هاى وى مى‏باشند:

-1حسن بن حسين بن عبدالعزيز:

علامه مجلسى او را نوه عبدالعزيز معرفى كرده و هرگاه در كتاب پر ارزش بحارالانوار از « ابن المهتدى» ياد مى‏كند مقصودش هموست.(19)

حسن بن حسين بن عبدالعزيز اين روايت را از امام صادق (ع)با چند واسطه روايت كرده است.

روز اول ماه رجب حضرت نوح (ع)سوار بر كشتى شد و به همراهان خود دستور داد اين روز را روزه بگيرند و فرمود: كسى كه اين روز را روزه بدارد به مقدار يك سال از آتش جهنم دور مى‏گردد و كسى كه هفت روز را روزه بگيرد درهاى هفت گانه جهنم به روى او بسته خواهد شد و كسى كه هشت روز را روزه داشته باشد درهاى هشتگانه بهشت به رويش باز خواهد شد و كسى كه پانزده روز روزه بگيرد حاجتش عنايت مى‏شود كسى كه بيشتر روزه بگيرد خداوند نيز پاداش بيشتر عطا مى‏فرمايد.(20)

-2محمد بن حسين بن عبدالعزيز:

بنا به گواهى نجاشى، محمد بن حسين، نوه عبدالعزيز مى‏باشد.(21) و بعضى از اسناد نيز آن را تأييد مى‏نمايد.

بنابراين آنچه در يكى از سندهاى كتاب كافى آمده و محمد بن حسين را جد عبدالعزيز معرفى كرده(22) ناتمام به نظر مى‏رسد و صحيح آن اين است: عن عبدالعزيز بن مهتدى جد محمد بن الحسين.(23)

محمد بن حسين نقل كننده كتاب « دعوات الايام» محمد بن عيسى طلحى است ولى توثيق خاص نشده است.

دانش

عبدالعزيز بن مهتدى در زندگى علمى خود موفق به گردآورى مجموعه روايى گرديد و از صاحبان، « كتاب» به شمار مى‏آيد بدين جهت است كه ابوالعباس نجاشى از وى نام مى‏برد چرا كه قصد او معرفى صاحبان كتاب است.

روايت او هر چند زياد نيست اما در بيشتر كتابهاى معتبر شيعه احاديثى از وى به چشم مى‏خورد.

در كتابهاى چهارگانه معتبر شيعيان پانزده حديث، در وسائل الشيعه هفده و در بحارالانوار نوزده مورد از او حديث نقل شده است. مجموع روايات وى بدون تكرار به بيست و يك مورد بالغ مى‏گردد. بيشتر احاديث عبدالعزيز بن مهتدى از امام هشتم (ع)و به صورت شفاهى و كتبى است. و از امام صادق (ع)نيز رواياتى با واسطه نقل كرده است.

اساتيد او در حديث عبارتند از:

-1سعد بن سعد

-2سيف بن مبارك بن يزيد

-3عبداللّه بن ابى يعفور

-4عبداللّه بن جندب

-5محمد بن نصير

-6يونس بن عبدالرحمان

و شاگردان او بدين ترتيب مى‏باشد:

-1ابراهيم بن هاشم

-2احمد بن محمد بن خالد

-3احمد بن محمد بن عيسى

-4بكر بن زياد

-5حسن بن حسين

-6حسن بن محجوب

-7على بن مهزيار

-8عبداللّه بن صلت قمى

-9فضل بن شاذان

-10محمد بن عيسى بن عبيد

-11نوح بن شعيب نيشابورى

در يك تقسيم بندى كلى رواياتى كه عبدالعزيز بن مهتدى نقل كرده پيرامون اين محورهاست:

مقام ائمه(ع) عظمت شيعيان، مسائل فقهى و اخلاقى، موثق بودن يونس بن عبدالرحمان، علاج بعضى امراض به وسيله صدقه و دعا و خواص بعضى از ميوه‏ها.

يادآورى چند حديث از آنچه او نقل كرده و مى‏تواند زينت بخش سخن و چراغى فرا راهمان باشد:

وارثان انبياء

عبدالعزيز بن مهتدى از عبداللّه بن جندب نقل مى‏كند كه امام رضا (ع)ضمن نامه‏اى خطاب به عبداللّه نوشتند:

اما بعد، همانا محمد (ص)امين خدا در ميان خلق بود و چون رحلت فرمود ما اهل البيت وارث او شديم پس ما هستيم امين‏هاى خدا در زمين. علم بلاها و مرگها و نژاد عرب نزد ماست. ما هستيم كه كافر و مسلمان را مى‏شناسيم. ما هستيم كه وقتى مردى را ببينيم مى‏دانيم حقيقتا مؤمن است يا منافق.

اسامى شيعيان ما و پدرانشان نوشته شده و خداوند در مورد امامت ما از آنها پيمان گرفته و آنها مطيع ما مى‏باشند. جز ما و ايشان كسى در كيش اسلام نيست. مائيم نجيب و رستگار، ما هستيم بازماندگان پيامبران و فرزندان اوصياء، ما در كتاب خداوند عزوجل خصوصيت داريم و سزاوارتر به كتاب خدا و رسول او هستيم.

و ما چنان كسانى هستيم كه خداوند دينش را براى ما مقرر داشته آنجا كه مى‏فرمايد:

آنچه به نوح و ابراهيم و موسى و عيسى (ع)سفارش كرديم و آنچه به تو اى پيامبر وحى كرديم همه براى شما( آل محمد ) (ص)مقرر كرديم. آن سفارش اين بود كه اى آل محمد دين را بپاداريد و متفرق نشويد و اين بر( مشركان ولايت على ) (ع)گران آمد. اى محمد (ص)خداوند كسى را كه ولايت على (ع)را بپذيرد هدايت مى‏كند.(24)

توحيد

عبدالعزيز بن مهتدى مى‏گويد: از امام رضا (ع)در مورد توحيد سؤال كردم حضرت فرمود: هر كس ( سوره) قل هو اللّه احد را بخواند و به آن ايمان داشته باشد توحيد را شناخته است. عرض كردم: چگونه بخواند؟ فرمود: همان گونه كه مردم مى‏خوانند و بعد سه مرتبه بگويد: كذلك اللّه ربى (25) ( خداى من اين چنين است)

حضور قلب

عبدالعزيز بن مهتدى از عبداللّه بن ابى يعفور نقل مى‏كند كه امام صادق (ع)خطاب به ابن ابى يعفور فرمودند: يا عبداللّه اذا صليت صلاة فريضه فصلها لو قتلها صلاة مودع يخاف ان لا يعود اليها ثم اصرف ببصرك الى موضع سجودك فلو من عن يمينك و شمالك لا حسنت صلاتك و اعلم انك بين يدى من يراك و لا تراه.(26)

يعنى اى عبداللّه، نماز واجب را در وقت خود به جاى آور بدان گونه كه آخرين نماز توست و چشمت را به محل سجده‏ات متوجه ساز. اگر بدانى چه كسى بر تو احاطه دارد نمازت را كامل به جاى مى‏آورى. بدان كه تو در پيشگا كسى هستى كه تو را مى‏بيند ولى تو او را نمى‏بينى.

دعاى مستجاب

عبدالعزيز با يك واسطه از امام كاظم (ع)نقل مى‏كند كه آن حضرت فرمود: هر گاه يك نفر از شما مريض شد اجازه دهد كه مردم به عيادت او بيايند( تا در حق او دعا كنند) زيرا هر كسى يك دعاى مستجاب دارد.(27)

قرض الحسنه

ابن مهتدى با يك واسطه از امام كاظم (ع)نقل مى‏كند كه آن حضرت در تفسير اين آيه قرآن ( كيست كه به خدا قرض الحسنه دهد تا خداوند آن را چند برابر كند و اجر زيادى عنايت فرمايد) .(28) فرمودند:

مقصود خداوند كمك به امام ( معصوم) است در دولة فاسق. (29)

خواص بعضى از ميوه‏ها و خوراكى‏ها

فرزند مهتدى با يك واسطه از امام صادق (ع)نقل مى‏كند: در هر كسى ريشه‏اى از مرض جذام وجود دارد پس شلغم را در زمان خودش بخوريد تا آن و هر درد ديگر را از بين ببرد.(30)

و نيز در حديث ديگرى كه با يك واسطه از امام صادق (ع)نقل كرده آن حضرت فرمودند: چهار چيز مزاج را تعديل مى‏كند. انار سورانى، خرماى نارس، به پخته شده و بنفشه و كاسنى.(31)

پى نوشتها:

1- اصول كافى، محمد بن يعقوب كلينى، ج 3ص 512دارالكتب الاسلامية، چاپ سوم، 1367هجرى شمسى.

2- رجال الكشى، ابو عمر و الكشى، ج 2ص 795مؤسسه آل البيت 1404 (ع)ه ق. الغيبة، شيخ طوسى، ص 349مؤسسة المعارف الاسلاميه 1411ه ق.

3- رجال الطوسى، شيخ طوسى، ص 380دار الذخائر، چاپ دوم، 1411ه ق .

4- همان كتاب، ص .487

5- ر، ك، حيات فكرى و سياسى امان شيعه، رسول جعفريان، ج 2ص 154نشر سازمان تبليغات اسلامى.

6- رجال الكشى، ج 2ص .795

7- همان كتاب، ص .779

8- همان كتاب، ص .794

9- همان كتاب، ص 795رحمنا و اياك و رضى اللّه عنك برضاى عنك.

10- تاريخ قم، ناصر الشريعه، ص 203با مقدمه و تصحيح استاد على دوانى.

11- الغيبة، ص 42و 43نشر بصيرتى، 1385ه ق.

12- وسائل الشيعه، حر عاملى، ج 27ص 147مؤسسه آل البيت 1409 (ع)ه ق، بحار الانوار، محمد باقر مجلسى، ح 2ص 251داراحياء الترث العربى، 1403ه ق.

دانشمندان علم اصول و از جمله شيخ اعظم، انصارى قدس سره در مورد حجيّت خبر واحد به اين حديث استدلال كرده‏اند به اين بيان كه او از مؤثق بودن يونس سؤال مى‏كند و اين بدان معنى است كه اگر كسى موثق باشد سخن او پذيرفتنى است(فرائد الاصول، شيخ انصارى، ص 85نشر مصطفوى، 1374ه ق) .

13- رحال الكشى، ج 2ص 795و .779

14- رجال النجاشى، ابوالعبّاس احمد بن على النجاشى، ص 245مؤسسة النشر الاسلامى، چاپ پنجم، 1416ه ق.

15- الفهرست، شيخ طوسى، ص 119انتشارات رضىّ.

16- تحرير الطاوسى، شيخ حسن بن زين الدين، ص 445نشر مكتبه آية اللّه مرعشى، 1411ه ق.

17- رجال العلّامة الحلّى، حسن بن يوسف الحلى، ص 116نشر رضىّ، 1402ه ق.

18- رجال النجاشى، ص .245

19- بحار الانوار، ج 1ص .61

20- وسائل الشيعه، ج 10ص .472

21- رجال النجاشى، ص .245

22- كافى، ج 7ص .64

23- معجم رجال الحديث، آية اللّه خويى قدس سره، ج 11ص 42چاپ پنجم، 1413ه ق.

24- اصول كافى، ج 1ص 324و 284دفتر نشر فرهنگ اهل بيت .(ع)

25- التوحيد، شيخ صدوق، ص 284نشر جامعه مدرسين، 1398ه ق.

26- وسائل الشيعه، ج 5ص .475

27- كافى، ج 3ص -117وسائل، ج 2ص .414

28- حديد، آيه 11من ذا الذى يقرض اللّه قرضا حسنا يضاعفه له و له اجر كريم.

29- كافى، ج 8ص 302تفسير نور الثقلين، عبدالعلى بن جمعه، ج 5ص 239با تصحيح و تعليق سيد هاشم رسولى محلاتى.

30- المحاسن، احمد بن محمد بن خالد برقى، ج 2ص 333نشر مجمع جهانى اهل بيت (ع)، 1416ه.ق. بحار الانوار، ج 66ص 220كافى، ج 6ص .72

سوران سرزمينى است در عراق و جزء بابل به حساب مى‏آمده(معجم البلدان، ياقوت حموى، ج 3ص 278دار صادر و بيروت) .

31- الخصال، شيخ صدوق، ج 1ص 249نشر جامعه مدرسين، چاپ پنجم، 1414ه. ق. بحار الانوار، ج 66ص .124


 

حضرت معصومه (س) | زيارت | كرامات معصوميه (س) | متون ادبى | ستارگان حرم | تاريخچه ابنيه حرم | آشنايى با شهر قم | توليت آستانه مقدسه | موزه آستانه مقدسه
معرفى دواير آستانه | موقوفات آستانه | نشريات | فيلم | صوت | گنجينه تصوير | بانك كتاب | بر منبر حرم | اخبار | اطلاعات عمومى | گوناگون

info@masoumeh.com