صفحه اصلى [ستارگان حرم]
 

محمد مهدى ربانى املشى

(فقيه مبارز)

مجيد محبوبى


تولد

آيت اللّه ربانى املشى در نيمه شعبان سال 1313ه.ش در خانواده‏اى روحانى و متدين در قم ديده به جهان گشود. پدر به مناسبت تولد در نيمه شعبان، نام « محمد مهدى» را براى او انتخاب نمود.(1)

تحصيلات ابتدايى

آن مرحوم پنج سال از عمر شريفش مى‏گذشت كه به مكتب راه يافت و بعد از گذشت دو سال پا به دبستان دولتى نهاد و تحصيلات ابتدايى را تا آخر يعنى ششم ابتدايى با موفقيت چشمگيرى سپرى كرد. وى در مصاحبه‏اى از همكلاسان ابتدايى خود چنين ياد مى‏كند:

« در دوران ابتدايى با بچه‏ها دوست بوديم. اما وقتى من به حوزه آمدم، ديگر براى مدتهاى طولانى از آنها دور شدم. با اين حال روزگار بارها مرا با آن بچه‏ها روبرو كرد. اين اتفاقات گاهى شيرين بودند و گاهى تلخ. يكى از خاطرات شرينى كه از دوستان و همكلاسيهاى دوران كودكى خود دارم اين است كه يك دفعه همسرم مريض شد و جهت مطالعه به دكترى مراجعه كرديم. وقتى از اسم ما پرسيد و من گفتم: فلانى هستم، بعد از لحظاتى مكث و تفكر رو به من كرد و گفت: « مرا به جا نمى‏آورى؟ من از دوستان دوران ابتدايى هستم.» به صورتش كه نگاه كردم همه خاطرات شيرين كودكى در ذهنم زنده شد. اما سخت توانستم قيافه اين دكتر را با آن پسربچه‏اى كه در دبستان با هم بوديم، تطبيق كنم.

يك بار هم وقتى مرا دستگير كردند و به ساواك قم بردند، آنجا كسى به بازجويى من آمد. من فورى او را شناختم و گفتم: فلانى يادت هست با هم همكلاس بوديم؟ و او يادش نيفتاد كه نيفتاد.(2)»

وضع مالى خانواده

پدر آن مرحوم، شيخ ابوالمكارم ربانى املشى از روحانيون صاحب نام و باتقواى املش بود. ايشان هيچ گونه درآمد شخصى نداشت و از درآمدهاى شرعى هم كه روحانيون ديگر استفاده مى‏كردند بهره‏اى نداشت. بسيار عفيف النفس بود با شهريه كم و نماز استيجارى زندگى را مى‏گذراند. حتى مرحوم ربانى املشى در زمان طفوليت خجالت مى‏كشيد و شرم مى‏كرد كه كسى بداند پدر او نماز استيجارى مى‏خواند.(3)

آن مرحوم در مورد وضع زندگى خانواده‏اشان در دوران كودكى مى‏فرمايد:

« در قم ما در محلى زندگى مى‏كرديم كه هر كسى به منزل ما مى‏آمد، از دورى منزل و كوچه پس كوچه‏هاى آن منزل شكايت مى‏كرد و از پدرم سوال مى‏كرد: شما چگونه اينجا را پيدا كرديد؟ پدرم جواب مى‏داد: اينجا اقصى المدينه است. و عقب افتاده‏ترين محلّه قم بود... در زمستان، در آن كوچه‏هاى تنگ، در تمام كوچه پس كوچه‏ها كه باران مى‏آمد، غوغا بود. به ياد دارم حتى در همين گِل و باران من با يك گيوه‏اى كه گيوه « دوره كرده» مى‏گفتند رفت و آمد مى‏كردم. وقتى كه به مدرسه مى‏رسيديم تمام پاهايم پر از گِل بود و وقتى كه به منزل برمى‏گشتيم مجبور بودم قبلا پاهايم را بشويم تا بتوانم به اطاق بروم.(4)

تحصيل در حوزه علميه قم

مرحوم آيت اللّه ربانى املشى پس از پايان دوره ابتدايى بنا به علاقه خود و تشويقهاى پدر كه از ادامه تحصيلات جديد نگرانى داشت، وارد حوزه علميه قم شد. آن مرحوم درباره دوستان و همدرسان چنين مى‏گويد:

« در دوران طلبگى دوستان زيادى داشتيم و نزديكترين دوست من آقاى هاشمى رفسنجانى بود. حدود دو سال از دوران تحصيلمان گذشته بود كه همديگر را پيدا كرديم و تا موقعى كه ايشان در قم بودند، با هم بوديم و هميشه مباحثه و درسهايمان با هم بود. البته ديگران هم بودند: با جناب آقاى سيد على خامنه‏اى هم مدتى كه در قم بودند، مقدارى با هم مباحثه داشتيم. برادر عزيزمان مؤمن و همچنين جناب آقاى سيد حسن طاهرى خرم آبادى اينها كسانى بودند كه با هم مباحثه داشتيم.(5)»

آقاى هاشمى رفسنجانى در مورد دوستى و همدرسى با آقاى املش مى‏گويد:

« با آقاى ربانى املشى به عنوان هم مباحثه آشنا شديم، كه تا آخر دوران تحصيل همچنان هم‏مباحثه بوديم. با آقاى ربّانى املشى در ماههاى اول ورود به قم آشنا شديم و در دوستى و همكارى و معاشرت به حد اعلا رسيديم و سرانجام عقد اخوّت خوانديم. در تمام اين مدت آشنايى و برادرى در همه سطوح تحصيلى، از مقدمات تا خارج هميشه هم مباحثه بوديم. دو بار به خاطر دوستى با ايشان، سفر تبليغى به املش داشتم و در آنجا در منزل پدر بزرگوار آن مرحوم بودم، مرحوم حاج شيخ ابوالمكارم ربانى عالمى وارسته و دوست داشتنى بودند و نفس تقوف در منزل ايشان و معاشرت با آن بزرگوار برايم سازنده و مغتنم بود.(6)»

مرحوم آيت اللّه ربانى املشى چگونگى تحصيلات خويش را چنين بيان مى‏كند:

« در ايام تحصيل خيلى استاد عوض نمى‏كردم، بلكه هم مباحثه‏هايم نيز محدود بودند. بعضى از طلاب هستند كه هم مباحثه خيلى عوض مى‏كنند، ولى بنده اين طور نبودم و يك سليقه خاصى داشتم. تا اينكه فردى را براى مباحثه بپسندم خيلى طول مى‏كشيد، اما وقتى كسى را مى‏پسنديدم، او هم مباحثه دائمى بنده مى‏شد. درست به خاطر ندارم كه تا قبل از سيوطى و مغنى، چه كسى هم مباحثه بنده بود، اما از آن به بعد با آقاى هاشمى رفسنجانى آشنا شدم و با ايشان شروع به مباحثه كردم و طلبه ديگرى به نام تربتى هم با ما مباحثه مى‏كرد و ايشان تا شرح لمعه خواند و بعد وارد تحصيل جديد شده و در نهايت پزشك شد... تحصيلاتم را تا سطح، پيش اساتيد معروف سطح مى‏خواندم. به درس خارج كه رسيدم، مدت محدودى براى انتخاب استاد درس خارج، در درس اساتيد مختلف حوزه علميه قم شركت مى‏كردم تا دريابم درس كدام يك از آنها برايم مفيدتر و مطلوبتر است، در درس مرحوم آيت اللّه العظمى بروجردى تا وقتى كه حيات داشتند، حدود دو الى سه سال شركت نمودم، در همان موقعى كه در درس ايشان رفتم، درس اساسى‏ام مثل اغلب طلاب، درس حضرت امام خمينى (ره)بود كه درسى مرتب و با محتوا و با پيشرفت به حساب مى‏آمد و قريب به يك دوره اصول را خدمت ايشان تلمذ كردم و در تمام مدتى كه اصول مى‏خواندم در درس فقه ايشان هم شركت نمودم... نهايتا درس مرحوم آيت اللّه محقق داماد را انتخاب كردم و بعدها مقدارى در درس آيت اللّه حائرى شركت نموده، دو الى سه سالى كه بدين نحو گذشت. از آن پس ديگر در درس شركت نمى‏كردم و فقط مباحثه‏اى با آقاى مؤمن و طاهرى خرم آبادى و حسينى و تهرانى داشتم.»(7)

امام خمينى (ره)از منظر آن مرحوم

مرحوم آيت اللّه ربانى املشى از رهبر و مراد و استاد عزيز خويش حضرت امام خمينى (ره)اين گونه ياد مى‏نمايد:

« براى ما همه چيز امام آموزنده بود. امام همه خوبيها را دارا بود. شهامت، شجاعت و صراحت لازم رهبرى را داشت و ما همه اينها را از امام مى‏دانستيم. ولى مسأله مهمى كه براى من خيلى مهم بود و بيش از همه چيز جلب توجه مى‏كرد، تقوى و ترك هوا داشتن امام بود... امام در ايام طلبگى ما، براى ما تنها يك مدرس فقه و اصول نبود، بلكه معلم اخلاق هم بود و ما بارها از بيانات اخلاقى ايشان استفاده مى‏كرديم... امام تأثير نفس عجيبى داشت، وقتى مباحث اخلاقى را به ميان مى‏كشيدند اغلب شاگردان ايشان منقلب مى‏شدند و اشكهايشان جارى مى‏شد، گاه بعضى با صداى بلند گريه مى‏كردند.(8)»

ازدواج

مرحوم حضرت آيت اللّه محمدمهدى ربانى املشى در سال 1331ه.ش در هيجده سالگى با دختر دايى خود ازدواج نمود. دليل ازدواج زودهنگام ايشان اين بود كه چون وى مادر نداشت و پدر هم به ايشان علاقه شديدى داشت، پدر مى‏خواست وى كمتر رنج زندگى را تحمل كند و زودتر زندگى مستقلى تشكيل دهد.(9)

حاصل ازدواج ايشان چهار دختر و يك پسر است.(10)

مبارزات

آيت اللّه املشى با آغاز حركت تاريخ ساز حضرت امام خمينى (ره)در سال 1342و شكوفايى نهضت مقدسى كه به پيروزى انقلاب در 22بهمن 57انجاميد، تلاشى پيگير داشت و هر مأموريتى كه به عهده مى‏گرفت، با دقت و پشتكار در انجام آن همت مى‏گماشت. وى در مبارزات خونين روحانيت در دوران خفقان و استبداد رژيم شاه بارها توسط مزدوران ساواك دستگير و روانه زندان شد ولى هيچ گاه اين زندان‏ها و تبعيدها روحيه مقاوم و استوار او را نشكست. او از جمله كسانى بود كه در مخالفت و مبارزه با رژيم شاه زندان و تبعيد و رنج و شكنجه بسيار تحمل نمود و با مقاومت و بردبارى همچنان تا پيروزى در نهضت حضور فعال داشت. سال 1354در اثر فعاليتهاى چشمگيرى كه در حوزه علميه قم بوقوع مى‏پيوست، ساواك يكباره 25تن از اساتيد حوزه قم را دستگير و تبعيد مى‏نمايد كه مرحوم آيةاللّه ربانى املشى نيز از اين 25تن بود.(11)

آن مرحوم سه سال در تبعيد به سر برد كه يازده ماه آن در فردوس سپرى گشت. با آغاز مرحله دوم انقلاب اسلامى در سال 1356يكى از عناصر فعال و مبارز اين دوره به حساب مى‏آمد و تلاشهاى او در اين مسير هرگز فراموش نخواهد شد.(12)

حجةالاسلام محتشمى خاطره زير را كه نمونه‏اى از مبارزات آيةاللّه ربانى است نقل مى‏كند:

« چهارم آبان ماه سال 1343مصادف با بيستم جمادى الثانى سالروز ميلاد مسعود حضرت صديقه كبرى، فاطمه زهرا - عليها السلام - و فرزند برومندش آيت اللّه العظمى امام خمينى بود... اولين برنامه در منزل مرحوم آيت اللّه سيد شهاب الدين مرعشى نجفى بود. از همان طلوع آفتاب در شهر قم و به ويژه در مدرسه دارالشفاء و فيضيه و كوچه و خيابان اطراف صحن حضرت معصومه (س)التهاب و جنب و جوش عجيب و غريبى ديده مى‏شد. طبق برنامه به طرف منزل آيت اللّه نجفى رفتيم. در آنجا ابتدا آيت اللّه ربانى املشى - رحمةاللّه عليه - سخنرانى پرشور و حماسى كرد. ايشان در حالى كه به شدّت برافروخته و نگران و عصبانى بودند مطالبى را ايراد كردند:

قانون كاپيتولاسيون سند بردگى يك ملت است كه امروزه به وسيله دولت و نمايندگان فرمايشى مجلس شوراى ملى به تصويب رسيده است و ما از مراجع عظام مى‏خواهيم كه تكليف مسلمانان و ملت شريف ايران را مشخص بفرمايند.»

مبارزات از زبان خود

ما از شاگردان امام بوديم و علت اينكه در بين همه مدرسين هم امام را انتخاب كرده بوديم يك مقدار در كنار فضل و كمال و فضيلت امام، روحيات شخص امام بود. آن مبارزات و افكار انقلابى امام بود كه ما را به امام جذب كرده بود... اوايل نوجوانى ما زمان مصدق بود، آن زمان خيلى فعاليت نداشتيم ؛ اما در عين حال به ياد دارم كه در مبارزات انتخاباتى دخالت مى‏كردم. در قم يك نفرى به نام آقاى رضوى كانديداى انتخاباتى شده بود كه جزو آزادى خواهها بود. از كسانى بود كه طرفدار مرحوم آيت اللّه كاشانى بود. من شخصا از ايشان طرفدارى مى‏كردم... موقعى كه امام در سال 41به ميدان مبارزه قدم گذاشت، ما هم از كسانى بوديم كه به ايشان خيلى نزديك بوديم و جزء ياران ايشان حساب مى‏شديم. از آن وقت به بعد هميشه به عنوان يك مبارزه در حوزه شناخته شدم و اين كار ادامه داشت تا پيروزى انقلاب... مبارزات ما بيشتر افشاگرى بود. گاه بى‏گاه در بعضى از كارهاى مبارزات مسلحانه هم دخالتهايى داشتيم، دستورى بدهيم؛ تجويزى كنيم؛ وسايلى فراهم كنيم؛ حمايت پولى داشته باشيم؛ حمايت تسليحاتى داشته باشيم؛ حمايت تبليغاتى داشته باشيم؛...(13)»

مسؤوليتها

اين مجاهد نستوه و عنصر فعال نظام پس از پيروزى انقلاب همچنان در تلاش و فعاليت به سر مى‏برد و در راه حفظ دست آوردهاى انقلاب شكوهمند اسلامى در بذل آنچه در توان داشت هرگز دريغ نكرد و در سنگرهاى مختلف خدمات ارزنده‏اى را تقديم اسلام و انقلاب نمود. برخى از سمتهاى ايشان پس از پيروزى انقلاب به قرار زير مى‏باشد:

نمايندگى مجلس خبرگان قانون اساسى از گيلان

رياست شعبه اول دادگاه عالى

عضويت در ستاد انقلاب فرهنگى

عضورت در شوراى عالى قضايى

دادستان كل كشور

عضويت در شوراى نگهبان

عضويت در مجلس خبرگان رهبرى از استان خراسان و عضويت در هيأت رئيسه اين مجلس.

نماينده حضرت امام در منطقه گيلان در تاريخ 58/9/6 (14)

فرمان امام به ايشان در مورد عضويت در شوراى نگهبان

بسم اللّه الرحمن الرحيم

جناب حجةالاسلام آقاى حاج شيخ محمدمهدى ربانى املشى دامت افاضاته.

با تقدير و تشكر از زحمات بسيار شما در مقام دادستانى كل كشور و همچنين در شوراى عالى قضايى و از آنجا كه جناب عالى مورد وثوق و اطمينان مى‏باشيد، طبق اصل 91قانون اساسى جمهورى اسلامى كه به منظور پاسدارى از احكام اسلام و قانون اساسى از نظر عدم مغايرت مصوبات مجلس شوراى اسلامى با آنها شورايى تشكيل مى‏شود و انتخاب اعضاى فقهاى آن شورا بر طبق شرايط تعيين شده به عهده اينجانب مى‏باشد، بدين وسيله جنابعالى را به عنوان يكى از فقهاى شوراى نگهبان منصوب مى‏نمايم و از خداوند تعالى توفيق بيشتر شما را اميدوارم.

روح اللّه الموسوى الخمينى (15)

فرمان امام به آن مرحوم جهت اعزام به گيلان:

بسمه تعالى

جناب مستطاب حجةالاسلام آقاى حاج شيخ مهدى ربانى املشى دامت افاضاته.

با توجه به مشكلاتى كه در منطقه گيلان پيش آمده، مقتضى است جنابعالى كه در منطقه هستيد، مسافرتى به نقاط مختلف استان كرده و از نزديك مشكلات را بررسى كرده و با مشورت علماى اعلام محل، جناب حجةالاسلام آقاى احسانبخش و آقاى محترم ديگر - ايدهم اللّه تعالى - در رفع آنها سعى كافى را مبذول داريد، اهالى محترم منطقه را با اتحاد كلمه و پرهيز از اختلاف و تفرقه در اين موقعيت حساس دعوت نمائيد. بديهى است كه سازمانهاى مختلف ديگر مانند سپاه پاسداران و ستاد جهاد سازندگى و گروههاى ديگر نيز همكاريهاى لازمه را در اين مورد با جنابعالى خواهند داشت و از ارشاد و راهنمائيهاى آن جناب بهره‏مند خواهند شد از خداى تعالى موفقيت همگان را خواستارم.

و السلام عليكم و رحمةاللّه و بركاته

روح اللّه الموسوى الخمينى (16)

شهادت

حضرت آيت اللّه ربانى املشى سرانجام پس از سالها فعاليت و تلاش خالصانه در راه اسلام، در بامداد روز دوشنبه (17)تيرماه سال 1364در اثر يك بيمارى رنج آور كه زمينه آن را دشمنان اسلام و انقلاب در او به وجو آورده بودند، در سن 51سالگى به شهادت رسيد و در جوار رحمت حق آرميد.17 مهدى هاشمى معدوم در بخشى از اعترافات خود، توطته عليه آن مجاهد نستوه و يار و ياور امام را چنين تشريح مى‏كند:

« در رابطه با قتل مرحوم ربانى قضيه بدين ترتيب بود كه بعد از قضيه مجلس خبرگان و آمدن آقاى ربانى املشى خدمت منتظرى در رابطه با جريانات آينده رهبرى، چند ماه بعد از خبرگان - كه دقيقا يادم نيست چه زمانى بود - روزى با آقاى... در تهران در منزل قبلى ايشان گويا اختياريه بود صحبت كرديم كه چگونه يك ضربه به ايشان بزنيم. گفت: ما وسايل و امكانات سمى و داروهاى مسموم كننده و سرطان زا در اختيار داريم كه مى‏توان به صورت نامرئى فرا را مسموم نمود كه در اثر اين مسموميت به سرطان كشنده مبتلا خواهد شد. پس از بحث و بررسى اين شيوه به نظرمان مطلوب افتاد براى اجراى قضيه، او گفت: يكى از افراد ما - كه شك دارم منظورش فلانى يا فلانى بود - به تازگى با آقاى... ارتباط يافته بودند، البته رفاقت قبلى داشتند. وى از نظر كار با نهضت‏ها به تازگى در اختيار آقاى... قرار گرفته بودند، مى‏گفت: مى‏توانند با آقاى ربانى در تماس و ارتباط قرار گيرند. من دقيقا سؤال نكردم شيوه ارتباطى آنان چگونه است ولى آقاى... با ضرس قاطع مدعى بود كه رابطه گرفتن براى او آسان است. در مورد شيوه عمل مدعى بود پس از 15يا 20روز پس از استعمال و استشمام مواد مزبور طرف تحت تأثير قرار خواهد گرفت. مدتى بعد كه به قم آمده بود، گفت: « عمل انجام گرفته است.»

ما تا مدتى در انتظار تأثيرات آن بوديم ولى خبرى نشد. تا اينكه نمى‏دانم چه سالى بود كه اعلام شد يعنى دوستان خبر دادند كه ايشان مبتلا به سرطان شده و به خارج از كشور اعزام شده است. احتمال قوى داديم كه تأثير همان حركت باشد...

مواد مزبور را در رابطه با نفوذ در ضد انقلاب تهيه كرده بود و در منزل خود نگهدارى مى‏كرد. من از نام و نوع مواد و از نظر علمى و فنى چيزى نمى‏دانم ولى خاصيتى كه براى آنها مى‏گفت اين بود كه مواد شيميايى و سمى است و تا مدتى بعد اثرش ظاهر مى‏شود...» (18)

محل دفن

پيكر مطهر آن مرحوم پس از تشييع در تهران و قم به حرم حضرت معصومه (س)انتقال يافت و در كنار شهيدان بزرگوارى چون شهيد محلاتى، شهيد عباس شيرازى، شهيد محمد منتظرى و ديگر شهدا به خاك سپرده شد. بر روى سنگ مزار ايشان چنين نگاشته شده است:

( فضّل اللّه المجاهدين على القاعدين اجرا عظيما)

مرقد عالم متقى و محب خاندان رسالت و ولايت، شهيد حاج شيخ محمدمهدى ربانى املشى فرزند مرحوم آيت الللّه ابوالمكارم - قدس سرهما - كه به دست گروه توطئه‏گر و منحرف، مسموم و در 17تيرماه 1364به جوار رحمت حق شتافت.

وصيت نامه آن مرحوم

بسم اللّه الرحمن الرحيم

« انّا للّه و انّا اليه راجعون»

اين وصيت بنده روسياه محمدمهدى ربانى املشى كه با نهايت شرمندگى خدا را ملاقات مى‏كند و در سراسر زندگى‏اش عمل خالص و مقبول سراغ ندارد. از همه بندگان خوب خدا مخصوصا مراد و عشقش، معلم و مربيّش امام خمينى عزيز - روحى له الفداء - استدعا دارد از خدا بخواهند كه با لطف عميقش با اين بنده مقصر عمل نمايد و مرا در زمره مؤمنين به خدا و پيامبر و ائمه اثنى عشر و پيرو خط ولايت قرار دهد.

فرزندان عزيزم! همه شما را به خدا مى‏سپارم، اميدوارم خداوند مهربان يك آن شما را به خودتان وامگذارد. وصيت مى‏كنم شما را به تقوا و عمل خالص و عشق به حق. بكوشيد تا از سبيل اللّه منحرف نشويد و در هر حال خدا را فراموش ننماييد. زندگى مادى، ما را فريب ندهد و از فضيلت و پاكى باز ندارد كه اين سفارش همه انبياء و اولياء است و عصاره مكتب آنهاست.

عزيزانم! پدر را هرگز فراموش نكنيد و براى او باقى الصالحات باشيد.

در خاتمه با تمام تواضع و شرمندگى به همه مسؤولين سفارش مى‏كنم كه خداى ناكرده از پيشرفت كارها، از فرامين الهى و تقوى و فضيلت و درستى منحرف نشوند و تصور نكنند كه به اين طريق مى‏توانيم. پيروز شويم. بدانند كه تنها سلاح پيشرفت ما اتكاء به خدا و اطاعت از فرمان اوست و اگر در كارها رضاى او را ناديده بگيريم اين بهترين سلاح خويشتن را كند ساخته‏ايم و به همان اندازه به ثبات نظام جمهورى اسلامى لطمه وارد نموده‏ايم. تنها با اسلام و تمسك به حبل اللّه پيروز مى‏شويم و با تمسك به غير آن هر چه باشد شكست مى‏خوريم؛ چون كه ديگران در تمسك به مسائل غير خدايى از ما قويتر و ما را ياراى رقابت با آنان نيست. والسلام على من اتبع على الهدى و على المؤمنين و على اولادى و اخوانى و اقربائى و جيرانى و اثقائى و جميع ذوى حقوقى.(19)

25شوال .1360/6/4 - 1401

پى نوشتها:

1- رواديدها، دبيرخانه مركزى ائمه جمعه، ص .305

2- ياران امام، ص 56 - 48و مجله شاهد، آذر سال 1361ص .18

3- مجله شاهد، آذر سال 1361ص .17

4- همان.

5- همان.

6- هاشمى رفسنجانى - دوران مبارزه، ج 1ص 67و ص .94

7- رويدادها، ص .305

8- همان، ص 306و .307

9- مجله شاهد، آذر 1361ص .19

10- همان، ص .17

11- رويدادها، ص .307

12- همان، ص .308

13- مجله شاهد، آذر سال 61ص 17و .18

14- رويدادها، ص .307

15- صحيفه نور، چاپ اول، ص .156

16- همان، ج 10ص .241

17- رويدادها، ص .307

18- خاطرات سياسى محمد محمدى رى شهرى، چاپ دوم، تيرماه 1361ص .242 - 241

19- روزنامه رسالت، .1367/4/18


 

حضرت معصومه (س) | زيارت | كرامات معصوميه (س) | متون ادبى | ستارگان حرم | تاريخچه ابنيه حرم | آشنايى با شهر قم | توليت آستانه مقدسه | موزه آستانه مقدسه
معرفى دواير آستانه | موقوفات آستانه | نشريات | فيلم | صوت | گنجينه تصوير | بانك كتاب | بر منبر حرم | اخبار | اطلاعات عمومى | گوناگون

info@masoumeh.com